گره طناب دارطریقه

رییس ستاد اقامه نماز گفت: سن ازدواج از سی سالگی باید به 20 سالگی کاهش پیدا کند و تمام نهادها و ارگان‌ها باید برای کاهش سن ازدواج در جامعه کمک کنند. به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، محسن قرائتی عصر سه‌شنبه همزمان با سالروز ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) در طرح پیوند آسمانی که با حضور 40 زوج جوان از سوی سازمان اوقاف و امور خیریه در آستان مقدس امام زاده حسن (ع) برگزار شد با تبریک این روز عزیز افزود: ازدواج خیلی مشکل نیست. آیین همسرداری مشکل است. انسان وقتی تصمیم می‌گیرد ازدواج کند باید بداند که بعد از عقد چگونه زن‌داری و شوهرداری کند. در قرآن در مورد ازدواج آیات فراوانی داریم و ازدواج یکی از حکمت‌های الهی محسوب می‌شود. فردی که ازدواج می‌کند روزی او قطع نمی‌شود بلکه از خانه پدر به خانه همسر منتقل می‌شود. او ادامه داد: یکی از بن‌بست‌های ازدواج امروز کسب مدرک است. انسان در زمان خاصی نیازمند ازدواج است نه این که لیسانس بگیرد و بعد ازدواج کند مثل این که فردی تشنه است و برای رفع عطش به او بگویم بعد از این که مدرک گرفتی می‌توانی
رییس ستاد اقامه نماز گفت: سن ازدواج از سی سالگی باید به 20 سالگی کاهش پیدا کند و تمام نهادها و ارگان‌ها باید برای کاهش سن ازدواج در جامعه کمک کنند. به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، محسن قرائتی عصر سه‌شنبه همزمان با سالروز ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) در طرح پیوند آسمانی که با حضور 40 زوج جوان از سوی سازمان اوقاف و امور خیریه در آستان مقدس امام زاده حسن (ع) برگزار شد با تبریک این روز عزیز افزود: ازدواج خیلی مشکل نیست. آیین همسرداری مشکل است. انسان وقتی تصمیم می‌گیرد ازدواج کند باید بداند که بعد از عقد چگونه زن‌داری و شوهرداری کند. در قرآن در مورد ازدواج آیات فراوانی داریم و ازدواج یکی از حکمت‌های الهی محسوب می‌شود. فردی که ازدواج می‌کند روزی او قطع نمی‌شود بلکه از خانه پدر به خانه همسر منتقل می‌شود. او ادامه داد: یکی از بن‌بست‌های ازدواج امروز کسب مدرک است. انسان در زمان خاصی نیازمند ازدواج است نه این که لیسانس بگیرد و بعد ازدواج کند مثل این که فردی تشنه است و برای رفع عطش به او بگویم بعد از این که مدرک گرفتی می‌توانی
 به گزارش مشرق، بیست و دوم آذر سال گذشته ماموران کلانتری هلالی مشهد در تماس با قاضی سیدجواد حسینی (قاضی ویژه قتل عمد) وی را در جریان کشف جسد نیم سوخته جوان 19ساله ای به نام «علی» قرار دادند که جسد وی در بیابان های اطراف شهرک التیمور رها شده بود. دقایقی بعد با حضور مقام قضایی و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی در محل وقوع جنایت، تحقیقات در این باره آغاز شد. سرنخ های موجود بیانگر آن بود که جوان 19ساله (مقتول) سوار بر پراید سفیدرنگ بوده است اما آثاری از خودرو در محل نبود.این گزارش حاکی است: بررسی های پلیسی با صدور دستورات ویژه قضایی پیرامون مظنونانی آغاز شد که آخرین بار با مقتول در تماس بوده اند. شب به نیمه نزدیک می شد که تلاش کارآگاهان نتیجه داد و کارت عابر بانک شکسته به همراه لوازم دیگری که متعلق به مقتول بود از داخل سطل زباله ای در بولوار طبرسی شمالی کشف شد. هنوز تجسس های پلیسی در این باره ادامه داشت که خبر رسید 2موتورسوار، خودروی پرایدی را در انتهای طبرسی شمالی به آتش کشیده اند. ادامه تحقیقات نشان داد خودروی مذکور متعلق
جوان 28ساله ای که بر اثر یک «سوءتفاهم پیامکی» جوان دیگری را با ضربه کارد در مشهد به قتل رسانده بود، سپیده دم روز گذشته به دار آویخته شد و بدین ترتیب خشم آنی به دنبال یک سوءتفاهم به طناب دار گره خورد.به گزارش خراسان، ماجرای این جنایت که مهر سال 1392 در بولواراندیشه منطقه قاسم آباد مشهد رخ داد، از آن جا آغاز شد که درگیری خونین چند جوان کنار فضای سبز، پلیس را به محل حادثه کشاند اما هیچ کس در آن جا نبود. خون های ریخته شده روی آسفالت خیابان، چاقو و چماق های رها شده در محل، حکایت از نزاعی هولناک داشت.دقایقی بعد کارکنان بیمارستان طالقانی از مرگ جوان 27ساله ای خبر دادند که با ضربات چاقو مجروح شده بود، در همین حال بررسی های پلیس نشان می داد که افراد زخمی دیگری نیز که ردپای خونین آن ها در کف خیابان نمایان بود، از محل حادثه متواری شده اند.گزارش خراسان حاکی است: در حالی که تحقیقات پلیس برای شناسایی عاملان این نزاع خونین با صدور دستوراتی از سوی قاضی موحدی راد (قاضی ویژه قتل عمد در زمان حادثه) ادامه داشت، خبر رسید که یکی از مصدومان این حادثه در بیمارستان شهیدهاشمی نژاد
صاحب‌خبر - هر چه بود پاهایش با او هماهنگ نبودند، صدای در آهنی سلول او را از فکر دمپایی‌ها و پاهایش بیرون کشاند. مامور جوان را که سال‌ها بود هر روز می‌دید؛ در مقابل در میله‌ای سلول دید. شمارش معکوس برای یک زندگی نگاهی تلخ به اطراف انداخت، سلول را با نگاهی سریع گذراند، همان چند لحظه کافی بود تا تمام اجزاء سلولش را به خاطر بسپارد، البته دیگر برای او مهم نبود. قرار بود فردا صبح، قبل از طلوع خورشید زندگی‌اش به پایان برسد. بدون آن‌که چیزی بردارد با انداختن خودش در آغوش هم سلولی‌هایش که حالا اعضای خانواده‌ شده بودند از آنها خداحافظی کرد و به راه افتاد. صدای کش‌کش دمپایی‌هایش روی موزائیک‌ها، صدای ناله‌ای را به راه انداخته بود که اگر کسی از ماجرا هم خبر نداشت با شنیدن این صدا می‌فهمید که صاحب پاها حال و روز بدی دارد. همان‌طور که قدم برمی داشت، اشک‌ها بیشتر به چشمش هجوم می‌آوردند. به مقابل اتاقی رسید که آخرین جایگاه او تا اجرای حکمش بود. او بود و چهار دیواری که اطرافش را احاطه کرده بود. باورش سخت بود، با آن همه
جوان 35 ساله ای که طی یک نزاع خونین در مشهد، مرد 50 ساله ای را با ضربه بیل کشته بود، سپیده دم روز گذشته در زندان مرکزی مشهد به دار مجازات آویخته شد.  به گزارش خراسان، ماجرای این پرونده جنایی اواخر اردیبهشت سال 93 در منطقه امین آباد، هنگامی آغاز شد که دوچرخه سواری یک کودک در خیابان مورد اعتراض راننده پرایدی قرار گرفت که از آن محل در حال عبور بود. نزدیکان کودک مذکور که متوجه اعتراض راننده به دوچرخه سواری وی شده بودند به مشاجره با راننده پرداختند و به سوی خودرو سنگ پرانی کردند. در این میان جوان دیگری که در یک تعمیرگاه مشغول به کار بود، وارد ماجرا شد و به این درگیری پایان داد.  گزارش خراسان حاکی است: در همین حال 2 برادر که از زمین های کشاورزی باز می گشتند، متوجه تجمع بستگانشان شدند که به خاطر دوچرخه سواری یک کودک مشاجره ای بین آن ها  و افراد دیگر رخ داده بود. جوان 35 ساله وقتی شنید که تعمیرکار جوان موجب شده تا راننده پراید از محل فرار کند، بسیار خشمگین شد اما در همین حال پدر 50 ساله جوان تعمیرکار نیز سوار بر موتورسیکلت از راه رسید و بدین
چکیده مهمترین حوادث و رویدادهای اجتماعی شبانه‌روز گذشته به شرح زیر است: شرق: 
به گزارش خبرنگار حوزه رفاهی گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران ، در میان شلوغی‌ خیابان های پایتخت، در جایی نزدیک مرکز شهر،میان بافت قدیمی و پرازدحام، جایی که هیچ کس حتی فکرش را هم نمی کند ،تاروپود زندگی عده‌ای با گره های ابریشمی بر روی دار قالی بافته می شود. کارگاه و مکان مورد نظر در میان همهمه ی هر روزه گم شده بود .کسبه اطراف هم تا به حال اسمی از آنجا نشنیده بودند که باعث شد پیدا شدنش کمی سخت باشد. بنابراین مدیر کارگاه برای همراهی به دنبالمان آمد.  درب آهنی و بزرگ و البته کهنه کارگاه مرا یاد فرش فروشی های بزرگ در دل بازار انداخت. وقتی به فضای داخل کارگاه پا گذاشتم،هیچ چیز در آن جا به چشم نمی آمد و اتاق آقای مدیر که تنها مکان  رسمی کارگاه ،بوی کهنگی می داد. جایی که از فضای سبک و سیاق روز به دور بود و در عین حال حس زندگی در آن موج می زد. کنار اتاق او پر از تابلو فرش هایی بود که به دستان زنان این آب و خاک در هم تنیده شده بود.البته هنوز کمی با
به گزارش خبرنگار حوزه رفاهی گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران ، در میان شلوغی‌ خیابان های پایتخت، در جایی نزدیک مرکز شهر،میان بافت قدیمی و پرازدحام، جایی که هیچ کس حتی فکرش را هم نمی کند ،تاروپود زندگی عده‌ای با گره های ابریشمی بر روی دار قالی بافته می شود. کارگاه و مکان مورد نظر در میان همهمه ی هر روزه گم شده بود .کسبه اطراف هم تا به حال اسمی از آنجا نشنیده بودند که باعث شد پیدا شدنش کمی سخت باشد. بنابراین مدیر کارگاه برای همراهی به دنبالمان آمد.  درب آهنی و بزرگ و البته کهنه کارگاه مرا یاد فرش فروشی های بزرگ در دل بازار انداخت. وقتی به فضای داخل کارگاه پا گذاشتم،هیچ چیز در آن جا به چشم نمی آمد و اتاق آقای مدیر که تنها مکان  رسمی کارگاه ،بوی کهنگی می داد. جایی که از فضای سبک و سیاق روز به دور بود و در عین حال حس زندگی در آن موج می زد. کنار اتاق او پر از تابلو فرش هایی بود که به دستان زنان این آب و خاک در هم تنیده شده
خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- ونوس بهنود: محله پناه‌آباد به عنوان حاشیه شهر اردبیل شناخته می‌شود. همان بخش‌هایی از شهر که برخی مسئولان می‌گویند از بخش مرکزی جدایش کنید و برخی می‌گویند اگر به دنبال عدالت هستیم نباید مرکز و حاشیه نامگذاری کرد. کوچه‌ها قواره خاصی ندارد همچنان که ساخت‌وسازها و شاید یکی ایوان خود را به اتاق کوچکی تبدیل کرده و دیگری بخشی از حیاط منزلش را به شکل یک مغازه درآورده است. اینجا بی‌نظمی برآمده از فقر و محرومیت موج می‌زند و به واقع می‌توان تفاوت آن را با بخش‌های مرکزی شهر مشاهده کرد. بعدازاینکه چند کوچه کم‌عرض را طی می‌کنم به در قرمزرنگی که می‌گویند کارگاه فرش‌بافی پناهی است، می‌رسم. زنان همسایه چادر به دندان گرفته و در آستانه در به من غریبه سؤال‌برانگیز نگاه می‌کنند. در که باز می‌شود حیاط کوچک پر از خرده‌ریزه‌های شکلی از زندگی است که شاید بتوان در پناه‌آباد سراغ آن را گرفت. تلویزیون شکسته، قوطی‌های در هم چند کوزه سفالی، جارو و ... می‌توانم از همان بدو ورود صدای تق تق

دانلود قانونی سریال دل
۰۵:۱۷:۲۵, ۱۵ دی ۱۳۹۸
معرفی وب سایت سریال هیولا
۰۰:۰۰:۰۰, ۲۶ شهریور ۱۳۹۸