ویدیو خدایا کفر میگویم ح

وبسایت رسمی برنامه نود - سرمربی تیم ملی والیبال ایران گفت: به بازیکنان تبریک می‌گویم، آنها عملکرد خوبی در دیدار با ژاپن داشتند. به گزارش وبسایت نود و به نقل از فارس  ، کواچ در نشست خبری بعد از پیروزی مقابل ژاپن در مسابقات جهانی گفت: به بازیکنانم به خاطر عملکرد خوبشان تبریک می‌گویم. در دو ست اول هم خوب بازی کردیم ولی اشتباهات ساده‌ای داشتیم و اجازه دادیم ژاپن دو ست را ببرد. وی افزود: سرویس‌های خوبی را در دو ست اول نشانه نگرفتیم. باید می‌فهمیدم که چرا بازی ما گیر کرده است. همانطور که کاپیتانم گفت، دلیل اصلی عدم اعتماد به نفس تیم بود چون چهار بازی را باخته بودیم. هدف ما این بود که در اوساکا، نتیجه بهتری دریافت کنیم اما نتوانستیم و در بازی آخر درحالی در برابر ژاپن قرار گرفتیم که این تیم با رکورد بهتری وارد زمین شد و آماده تر به نظر می‌رسید. سرمربی تیم ملی اظهار داشت: به مهاجم پشت خط زن خود هم تبریک می‌گویم که به دلیل آسیب دیدگی نتوانست تیم
صاحب‌خبر - به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، مجید جلالی پس از شکست تیمش مقابل تراکتورسازی اظهار کرد: ما در مقابل تیمی که شاید شانس مسلم قهرمانی است خیلی خوب بازی کردیم. اینکه نتوانستیم نتیجه بگیریم شرمندگی‌ من مقابل بازیکنان‌مان را به دنبال دارد. هر چیزی که به آنها گفته بودم در زمین اجرا کردند و خیلی مسلط و خوب بازی کردند ولی متاسفانه بازنده از زمین خارج شدند.   وی در ادامه با بیان اینکه شانس را بین همه تقسیم می‌کند، گفت: به بازیکنانم تبریک می‌گویم که در حد یک تیم برنده بازی کردند. امیدوارم بتوانیم در روزهای آینده شرایط بهتری داشته باشیم.   سرمربی تیم فوتبال پیکان درباره موقعیت‌هایی که در این دیدار از دست دادند، افزود: دلیل اینکه چرا و چگونه توپ‌هایمان گل نمی‌شود را نمی‌دانم ولی این را می‌دانم کسی که پشتکار داشته باشد شانس با او همراه می‌شود. من خودم باورم نمی‌شود و بازیهایی که شکست خوردیم غیرمنصفانه بود و نمی‌توانم راضی باشم. امیدوارم تبدیل به تیمی شویم که از موقعیت‌های
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛کارلوس کروش در گفت و گویی ابتدا درباره عملکرد تیم ملی در دیدار برابر ازبکستان گفت:« در ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که تیم ملی به این دست از  بازیهای  دوستانه نیاز مبرم دارد تا بتوانیم بازیکنانمان را هر چه بیشتر و هر چه بهتر برای آینده آماده کنیم. اکثر بازیهای دوستانه ای که برگزار می شود، دیدارهایی است که در کوتاه مدت برای بازی رسمی آینده انجام می شود یا حداکثر در میان مدت چنین هدفی را دنبال می کند. بعد از این دسته از بازیها، دیدارهای دیگری داریم که در اصطلاح به آنها می گوییم بازیهای دوستانه بلند مدت که این بازیها در کل شرایط آموزشی و شرایط توسعه بخشی برای بازیکنان دارد و  به ما این فرصت را می دهد که راهکارهای بلند مدت را بیابیم. یعنی بازیکنان هم تجربه پیدا کنند، هر رشد کنند و هم این که این فراگیری را از چنین مسابقاتی داشته باشند.» کروش این را گفت و ادامه داد:« کاری که نمی توانیم به صورت تلفیقی انجام دهیم، این است که نمی شود به بازیهایی چون مقدماتی جام جهانی و بازیهای
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛کارلوس کروش در گفت و گویی ابتدا درباره عملکرد تیم ملی در دیدار برابر ازبکستان گفت:« در ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که تیم ملی به این دست از  بازیهای  دوستانه نیاز مبرم دارد تا بتوانیم بازیکنانمان را هر چه بیشتر و هر چه بهتر برای آینده آماده کنیم. اکثر بازیهای دوستانه ای که برگزار می شود، دیدارهایی است که در کوتاه مدت برای بازی رسمی آینده انجام می شود یا حداکثر در میان مدت چنین هدفی را دنبال می کند. بعد از این دسته از بازیها، دیدارهای دیگری داریم که در اصطلاح به آنها می گوییم بازیهای دوستانه بلند مدت که این بازیها در کل شرایط آموزشی و شرایط توسعه بخشی برای بازیکنان دارد و  به ما این فرصت را می دهد که راهکارهای بلند مدت را بیابیم. یعنی بازیکنان هم تجربه پیدا کنند، هر رشد کنند و هم این که این فراگیری را از چنین مسابقاتی داشته باشند.» کروش این را گفت و ادامه داد:« کاری که نمی توانیم به صورت تلفیقی انجام دهیم، این است که نمی شود به بازیهایی چون مقدماتی جام جهانی و بازیهای
به گزارش ایرنا، منابع انگلیسی روز چهارشنبه تصاویری از جرمی کوربین در مراسم هفتاد و پنجمین سالگرد حمله هوایی نازی ها علیه انگلستان در جنگ جهانی دوم که عصر روز سه شنبه برگزار شد، منتشر کردند که وی در جریان نواخته شدن سرود ملی 'خدایا ملکه را حفظ کن' برخلاف سایر مقامات شرکت کننده سکوت اختیار کرده است.این منابع گزارش دادند که کوربین در چند متری دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس ایستاده بود و در طول مدت خوانده شدن سرود، کاملا ساکت بوده است.سخنگوی جرمی کوربین در واکنش به انتقادات صورت گرفته، شامگاه گذشته اعلام کرد که رهبر حزب کارگر در جریان خوانده شدن این سرود 'سکوت محترمانه ای' داشته است.وی با رد انتقادات صورت گرفته علیه رهبر حزب کارگر گفت که حضور کوربین در این مراسم ادعای احترام به کسانی بود که در جنگ جهانی دوم از جمله در نبردهای هوایی علیه آلمان نازی شرکت داشته اند.روزنامه های متعلق به جناح محافظه کاران از جمله دیلی تلگراف روز چهارشنبه با انتشار این تصاویر در صفحه نخست خود، سکوت کوربین را توهین به ملکه و انگلستان بشمار آورده اند.'نیکلاس سوسامز'
خبرگزاری مهر- گروه هنر: مجتبی فرآورده نویسنده و کارگردان سینما با سلسله یادداشت هایی که از روز هفتم ذیحجه شروع شده است و تا اربعین ادامه دارد قرار است روزشمار وقایع کاروان حسینی در این ایام را روایت کند که امروز نهم ذیحجه سومین یادداشت وی را می خوانید: مولاجان! بنا بود در این ایام با فیلمبرداری فیلم سینمایی «ثارالله» تصویرگر کاروان تو باشیم. با آنکه تمام مقدمات فراهم شده بود، بدلیل برخی مشکلات از این مهم باز ماندیم تا زمانی که تو بخواهی اما اگر غرض با تو زیستن و با تو بودن است، ما را چه باک. به نیت تمام آنانی که قدمی برداشتند، هرچند کوچک و یاری ام کردند و پایدار مانده اند تا به عهد خود وفا کنند و تصویرگر کاروان تو باشند، در این مجال دست بر قلم بردم و بر آن شدم تا از هفتم ذیحجه با کاروان تو همسفر شویم تا اربعین.  ای که گذشته و حال و آیندۀ جهان از چشمۀ وجود تو جوشید، این قلم شکسته نتواند که در رثای تو نویسد.عذر تقصیر بپذیر و قلب ما
به گزارش گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو» مجتبی فرآورده نویسنده و کارگردان سینما با سلسله یادداشت هایی که از روز هفتم ذیحجه شروع شده و تا اربعین حسینی ادامه دارد، روزشمار وقایع کاروان حسینی در این ایام را روایت می‌کند و امروز دوازدهم محرم، سی و ششمین یادداشت وی را می‌خوانید:   دوازدهم محرم   «خورشید، زخم خورده و خونین. آسمان گریان، و ملائک به گریه و مویه در طواف. و کربلا، این همه ماتم را در بر گرفته بود. و میان این همه خون، این همه غم، این همه ظلم، این همه درد، یک زن مانده بود! زینب! دختر علی، خواهر حسین. که اکنون، بر بالین برادر بود. و سالار شهیدان، سالار بی سر، آرام خُفته بود بر زمین. زینب، با سینه ای لبریز از اندوه و غم، بی آنکه بگرید، دیدگانش تَر شد، نوحه سر داد. گفت: یا محمدا! این کشتۀ خونین، حسین توست. این پیکر بی سر، حسین توست. این مَرد زخم خورده که نغمۀ حقیقت سروده حسین
«امیر علی هیودی» از پاسداران توپخانه ۶۴ الحدید در حین ماموریت مستشاری در سوریه به فیض شهادت نائل آمد. او که با عشق به مولا و مقتدایش حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به دفاع از حرم مطهر حضرت زینب کبری(س) سر از پا نشناخت ، در این سودا سر خویش را  به راه فرزندان بزرگوار فاطمه الزهرا(س) هدیه نمود و برای میهن و خانواده اش افتخار و سرافرازی را به ارمغان آورد.اینک که پیکر مطهر او پس از گذشت دو هفته از شهادت مظلومانه اما قهرمانانه اش در سوریه به کشور بازگشته و در کنار شهدای دفاع مقدس در شهرستان دزفول به خاک سپرده شد یادی می کنیم از او و ایثار و ایمان این فرزند عاشورا و شهید مدافع از حرم .  وصیت‌ شهید: همیشه در راه حق و ولایت و رهبری و انقلاب قدم برداریدبا سلام و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) آرزویم از بدو ورودم به سپاه پاسداران،
بهمن جان! خیالت راحت شد؟ آسمان را در آغوش کشیدی. تو رفته‌ای و نمی‌روی از یاد! سوختیم. بهمن عزیز! سوختیم. از رفتن تو خیلی سوختیم. صدها هزار کیلومتر دوریم از آن پیچ لعنتی که تو را از ما گرفت. کجا فریاد بکشیم؟ چرا این همه دور؟ چرا آنجا؟ کاش نبود این منطق زمان و مکان؛ به چشم به هم‌ زدنی خودمان را می‌رساندیم به آن پیچ تند لعنتی. می‌گفتیم تو را به خدا با دوچرخه سوارمان مدارا کن. اما نکرد. افسوس، مدارا نکرد. بعد، تو می‌نشینی با خودت می‌گویی کاش معجزه‌ای می‌شد؛ برای او که بخشنده و مهربان است کاری نداشت؛ مثل گلستان شدن آتش برای ابراهیم. شکافته شدن نیل برای موسی. اما قرار بر آسمانی شدنش بود. نه طلا، نه نقره و نه برنز. هیچ کدام به کار بهمن نمی‌آمد؛ تنها آسمان. تنها آسمان باید ماهی چون بهمن را در آغوش می‌کشید. او
صاحب‌خبر - گروه فرهنگ مقاومت: مرضیه حدیده‌چی (دباغ) یکی از زنان مبارز پیش از انقلاب و از فعالان پس از انقلاب امروز فوت کردند. به همین بهانه، ضمن قرائت فاتحه‌ای برای شادی این بانوی مجاهد، مروری داریم بر خاطرات ایشان از شکنجه‌گاه ساواک: به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس، شکنجه ها با سیلی و توهین و به تدریج با شلاق و باتوم و فحاشی جان فرسا شروع شد. چند بار دست و پایم را به صندلی بستند و مهار کردند و کلاهی آهنی یا مسی بر سرم گذاشته و بعد جریان الکتریسیته با ولتاژهای متفاوت به بدنم وارد می کردند که موجب رعشه و تکان های تند پیکرم می شد. شلاق و باتوم، کار متداول و هر روز بود که گاهی به شکل عادی و گاهی حرفه ای صورت می گرفت. در مواقع حرفه ای آنقدر شلاق بر کف پاهایم می زدند که از هوش می رفتم. بعد با پاشیدن آب هوشیارم کرده مجبور می کردند تا راه بروم که پاهایم ورم نکند. دردی که