قطع بوق هشدار سرعت پرايد

به گزارش ایرنا از جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان، این نمایش نوشته محمدرضا جعفری است که با کارگردانی مریم مهدی‌پور در بخش خردسال این دوره از جشنواره تئاتر کودک و نوجوان به صحنه می‌رود.گروه اجرایی این نمایش تلاش می‌کنند با شیوه‌ای شاد و موزیکال و در فضایی مفرح، مقررات راهنمایی و رانندگی همچون رد شدن از خط عابر پیاده، چراغ راهنمایی و ... را به زبانی ساده به خردسالان آموزش بدهند.در این اثر نمایشی، یک بازیگر خردسال نقش پلیس را بازی می‌کند تا مخاطبان خردسال نمایش، بیشتر با آن همراه شوند.در این نمایش محمدرضا جعفری، مریم مهدی‌پور و کیان جفری بازیگر خردسال ایفای نقش می کنند.این نمایش به عنوان کاری از استان گیلان در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان اجرا می‌شود.همین گروه در بخش خیابانی جشنواره نیز نمایش «چرا بارون نمی‌یاد» را اجرا می‌کنند. این نمایش نیز نوشته و کار مریم مهدی‌پور است و داستان آن درباره دختری به نام «تیتی» است که از مادربزرگش درختی به یادگار دارد و فکر می‌کند بی‌آبی موجب خشک شدن درخت می‌شود اما در طول اجرای نمایش معلوم
برای اولین بار در تاریخ، دانشمندان دانشگاه سیدنی موفق شدند راه جدیدی را برای ذخیره نور در قالب صوت کشف کنند. به‌کمک این یافته، شاید در آینده‌ای نه‌چندان دور شاهد سرعت‌های اینترنتی باشیم که به‌اندازه نور سریع است. به گزارش سیناپرس به نقل از مجله شبکه، شاید عجیب به‌نظر برسد، ولی نحوه کار آن به‌این شکل است: از حالا، اطلاعات می‌توانند با سرعت نور در طول کابل‌های فیبر نوری حرکت کنند. اما، یک مشکل بزرگ در این بین وجود دارد. چیپ کامپیوترها توان بازیابی و پردازش اطلاعاتی را که با این سرعت حرکت می‌کنند ندارد. در عوض، شرکت‌هایی مانند آی‌بی‌ام، اینتل، اچ‌پی و ... میلیاردها دلار هزینه کرده‌اند تا بتوانند چیپ "اپتوالکتریک" را طراحی و تولید کنند. این چیپ هم‌چنان محاسبات را به‌صورت الکترونیکی انجام می‌دهد اما برای انتقال اطلاعات از نور استفاده می‌کند. در آخر، تیم طراحی شانس چندان زیادی نداشت. به‌همین دلیل، محققان استرالیایی تصمیم گرفتند به‌جای تغییر چیپ، اطلاعات را تغییر دهند. «موریز
حالا کامیون‌ها، لودرها، ماشین‌های اورژانس، آتش‌نشانی و... خیابان کوهسار را قرق کرده‌اند. از ساعت ٤:٣٠ صبح جمعه که شعله‌های آتش، از ساختمان پنج طبقه، بالا رفت و وسط خیابان کوهسار را ٢٠متر کَند، زندگی هم در شهران مختل شد؛ از همان زمان که صدای انفجار در خانه‌ها پیچید: «دخترم گفت مامان فکر می‌کنم هواپیما سقوط کرده»، این را زن میانسالی می‌گوید که از دور ماشین‌های سنگین مشغول خاکریزی را نگاه می‌کند. آن دیگری ادامه می‌دهد: «صدایش شبیه زلزله بود، فکر کردیم زلزله آمده.» مرد مغازه‌دار وارد حرف می‌شود: «ما فکر کردیم برج‌هایی که بالای کوهسار درحال ساخت است، آتش گرفته.» آنها، نه فقط اهالی کوهسار و خیابان یکم، حتی ساکنان ٥، ٦ خیابان پایین‌تر از کوهسار هم صدای انفجار مهیب را آن ساعت از صبح شنیده بودند و به خیابان‌ها ریختند. محل تجمع‌شان پارک شهران بود: «نمازم را خوانده بودم و در آشپزخانه مرغ پاک می‌کردم که صدای وحشتناکی شنیدم، شبیه انفجار بود، وحشت کرده بودیم، همه ریختیم در خیابان تا ببینیم
حالا کامیون‌ها، لودرها، ماشین‌های اورژانس، آتش‌نشانی و... خیابان کوهسار را قرق کرده‌اند. از ساعت ٤:٣٠ صبح جمعه که شعله‌های آتش، از ساختمان پنج طبقه، بالا رفت و وسط خیابان کوهسار را ٢٠متر کَند، زندگی هم در شهران مختل شد؛ از همان زمان که صدای انفجار در خانه‌ها پیچید: «دخترم گفت مامان فکر می‌کنم هواپیما سقوط کرده»، این را زن میانسالی می‌گوید که از دور ماشین‌های سنگین مشغول خاکریزی را نگاه می‌کند. آن دیگری ادامه می‌دهد: «صدایش شبیه زلزله بود، فکر کردیم زلزله آمده.» مرد مغازه‌دار وارد حرف می‌شود: «ما فکر کردیم برج‌هایی که بالای کوهسار درحال ساخت است، آتش گرفته.» آنها، نه فقط اهالی کوهسار و خیابان یکم، حتی ساکنان ٥، ٦ خیابان پایین‌تر از کوهسار هم صدای انفجار مهیب را آن ساعت از صبح شنیده بودند و به خیابان‌ها ریختند. محل تجمع‌شان پارک شهران بود: «نمازم را خوانده بودم و در آشپزخانه مرغ پاک می‌کردم که صدای وحشتناکی شنیدم، شبیه انفجار بود، وحشت کرده بودیم، همه ریختیم در خیابان تا ببینیم
حالا کامیون‌ها، لودرها، ماشین‌های اورژانس، آتش‌نشانی و... خیابان کوهسار را قرق کرده‌اند. از ساعت ٤:٣٠ صبح جمعه که شعله‌های آتش، از ساختمان پنج طبقه، بالا رفت و وسط خیابان کوهسار را ٢٠متر کَند، زندگی هم در شهران مختل شد؛ از همان زمان که صدای انفجار در خانه‌ها پیچید: «دخترم گفت مامان فکر می‌کنم هواپیما سقوط کرده»، این را زن میانسالی می‌گوید که از دور ماشین‌های سنگین مشغول خاکریزی را نگاه می‌کند. آن دیگری ادامه می‌دهد: «صدایش شبیه زلزله بود، فکر کردیم زلزله آمده.» مرد مغازه‌دار وارد حرف می‌شود: «ما فکر کردیم برج‌هایی که بالای کوهسار درحال ساخت است، آتش گرفته.» آنها، نه فقط اهالی کوهسار و خیابان یکم، حتی ساکنان ٥، ٦ خیابان پایین‌تر از کوهسار هم صدای انفجار مهیب را آن ساعت از صبح شنیده بودند و به خیابان‌ها ریختند. محل تجمع‌شان پارک شهران بود: «نمازم را خوانده بودم و در آشپزخانه مرغ پاک می‌کردم که صدای وحشتناکی شنیدم، شبیه انفجار بود، وحشت کرده بودیم، همه ریختیم در خیابان تا ببینیم
حالا کامیون‌ها، لودرها، ماشین‌های اورژانس، آتش‌نشانی و... خیابان کوهسار را قرق کرده‌اند. از ساعت ٤:٣٠ صبح جمعه که شعله‌های آتش، از ساختمان پنج طبقه، بالا رفت و وسط خیابان کوهسار را ٢٠متر کَند، زندگی هم در شهران مختل شد؛ از همان زمان که صدای انفجار در خانه‌ها پیچید: «دخترم گفت مامان فکر می‌کنم هواپیما سقوط کرده»، این را زن میانسالی می‌گوید که از دور ماشین‌های سنگین مشغول خاکریزی را نگاه می‌کند. آن دیگری ادامه می‌دهد: «صدایش شبیه زلزله بود، فکر کردیم زلزله آمده.» مرد مغازه‌دار وارد حرف می‌شود: «ما فکر کردیم برج‌هایی که بالای کوهسار درحال ساخت است، آتش گرفته.» آنها، نه فقط اهالی کوهسار و خیابان یکم، حتی ساکنان ٥، ٦ خیابان پایین‌تر از کوهسار هم صدای انفجار مهیب را آن ساعت از صبح شنیده بودند و به خیابان‌ها ریختند. محل تجمع‌شان پارک شهران بود: «نمازم را خوانده بودم و در آشپزخانه مرغ پاک می‌کردم که صدای وحشتناکی شنیدم، شبیه انفجار بود، وحشت کرده بودیم، همه ریختیم در خیابان تا ببینیم
میثم بهرامی - خبرآنلاین؛ مهراوه شریفی نیا از پرسپولیسی های دو آتشه است. او البته در سال های اخیر کمتر اتفاقات این تیم را دنبال کرده اما از اینکه فهمیده بدترین پرسپولیس تاریخ، دربی های رفت و برگشت را برده خیلی خوشحال است. شریفی نیا یکی از طرفداران افشین قطبی است و می گوید دوست داشت او در تیم ملی بماند. *شما پرسپولیسی هستید؟ بله. *الان به خاطر پیروزی در دربی خیلی خوشحالید؟ بله. *بازی های پرسپولیس را می بینید؟ نه. من طرفدار قدیمی پرسپولیس هستم و الان بازی ها را نمی بینم. *طرفدار قدیمی یعنی طرفدار پرسپولیس علی پروین؟ نه. زمان آقای قطبی که قهرمان شدیم. *دربی را نگاه کردید؟ بله. ولی واقعا بقیه بازی ها را کمتر می توانم نگاه کنم. *پرسپولیس که در دربی برنده شد، برای اطرافیانتان که استقلالی هستند کری نخواندید؟ نه دیگر. واقعا حالی برایمان نمانده. تنها چیز خوبی که شنیدم این بود که با بدترین پرسپولیس تاریخ، دربی های رفت و
2 هفته قبل در بولوار نبوت مشهد  راننده اي قصد داشت از خيابان فرعي وارد بولوار شود . در همين لحظه آردي سواري که در همان مسير حرکت مي کرد با زدن «بوق» نسبت به طرز رفتار راننده مقابل براي رعايت نکردن حق تقدم اعتراض کرد که همين موضوع به وقوع يک حادثه تاسف بار منجر شد. راننده جوان که از شنيدن صداي بوق عصباني شده بود چند متر جلوتر خودرو را متوقف کرد و بدين ترتيب مشاجره لفظي بين آن ها شروع شد، اما اين مشاجره لحظاتي بعد به درگيري فيزيکي انجاميد و 2 راننده با يکديگر گلاويز شدند در اين ميان ناگهان راننده پژو آردي، بر اثر وارد آمدن ضرباتي به نقاط مختلف بدنش نقش بر زمين شد. شهروندان با مشاهده اين صحنه دردناک بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند و دقايقي بعد، پيکر نيمه جان جوان 30ساله به مرکز درماني منتقل شد. لحظات به کندي سپري مي شد و تلاش پزشکان و کادر درماني براي نجات راننده پژو حاصلي نداشت. او در بخش مراقبت هاي ويژه بستري شد. از سوي ديگر نيز با اعلام شکايت خانواده راننده مذکور، پرونده اي در شعبه 409 دادسراي عمومي و انقلاب مشهد تشکيل شد و راننده 25 ساله
به گزارش خبرنگار ورزشی «خبرگزاری دانشجو»، برتری ۳ بر صفر تیم ملی والیبال کشورمان برابر آمریکا در فضای مجازی و بین کاربران اینترنتی بازخود زیادی داشت.   برخی از کامنت های منتشر شده از سوی مخاطبان در زیر آمده است: *مانند "معروف" می شود با جای خالی هم لرزه بیاندازی به جان و روح آمریکا!   *درخواست جدید گروه ۵+۱ از ایران: غنی سازی اورانیوم رو بیخیال، رشد والیبال تون رو متوقف کنید هرچه زودتر... كدخدا ٠ ايران ۳   *یک مقام دولتی: اعضای تیم والیبال عده ای معدودند که از جای معدود تغذیه میشوند و گویی در عصر حجرزندگی می کنند.   *سعید معروف وکواچ به لیست بازجویی های ۵+۱اضافه شدند!   *وزارت خزانه دارى امريكا دقايقى پيش صادرات بوق به ايران را تحريم كرد. * آمریکا را بدون حضور ظریف بردیم. سه هیچ هم بردیم. ما می توانیم   *به دلیل باخت در ست اول و دوم و سوم, آمریکا در پروتکل جدید، بازدید از ورزشگاه های کشور را نیز خواستار شد! *لوس