سيما غياثي كيست

به گزارش مشرق، بخشى از مثنوى بلند سروده شاعر اهل بیت محمد سعید نسیمی در مدح اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام:باز مرغ طبع من پر مى كشدپر به سوى كوى دلبر مى كشدمرغ دل پر مى كشد با صد شعفتا سر ايوان زرّين نجفطوطى طبعم شكرخا مى شودكلك شعرم صفحه آرا مى شودبلبل نطقم غزل خوانى كندمدحت مولاى عمرانى كندساقيا لطفى به من ابراز كنباب ميخانه به رويم باز كنتشنه هستم زان مى احمر بدهمى ز جام ساقى كوثر بدهتاكه مست از باده حيدر شومتاابد دلداده حيدر شومكيست حيدر ؟روح اسم اعظم استكيست او ؟اعجوبه اى در عالم استكيست او ؟ذات خدا در او جليستنام او مشتق ز نام حق عليستكيست او؟نفس و دم و لحم رسولهمسر و همتاى زهراى بتولداده حق لوح و قلم را دست اوهستِ عالم هست شد از هست اوعقل ها مات كمال مرتضاستفهم ها محو جلال مرتضاستگر بشر خوانم على را نارساستگر خدا دانم كه كفر است و خطاستپرسم از پير خرد پس كيست اونه خدا و نه بشر پس چيست اوفاش مى گويد نمى دانم كه كيستاو على هست و على هست و عليستمدح
صحبت های دیروز سخنگوی دولت پیرامون فرستادن برجام به صورت لایحه به مجلس، احتمال استیضاح برخی وزار در مجلس و طرح ایران برای پایان بحران در سوریه در کانون توجه روزنامه های امروز قرار دارد. در ادامه می‌توانید روایت تابناک از مهم‌ترین مطالب روزنامه‌های چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ماه را مرور کنید.«روزنامه جوان» در گزارشی با عنوان«تمكين عربي– غربي به راه‌حل سياسي در سوريه» به رای دیروز شورای امنیت می پردازد و می نویسد:« اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل به اتفاق آرا بيانيه‌اي در حمايت از راه‌حل سياسي براي پايان دادن به بحران سوريه تصويب كردند، اين اقدام شوراي امنيت نشان مي‌دهد غرب وكشورهاي عربي حامي تروريست به اين نتيجه رسيده‌اند كه بحران سوريه راه‌حل نظامي ندارد؛ مسئله‌اي كه ايران بارها بر آن تأكيد كرده و تنها راه‌حل بحران اين كشور را گفت‌وگوهاي سوري- سوري اعلام
صاحب‌خبر - سرانجام پس از سال‌ها انتظار و بدون اكران عمومي، شوراي نمايش خانگي هفته گذشته مجوز عرضه اين فيلم اجتماعي را صادر نمود اما «پرونده هاوانا» در تاريخي كه پيش از اين در رسانه‌ها اعلام شده بود، عرضه نشد تا اين سؤال بزرگ از ذهن مخاطبان عبور كند كه چرا جلوي عرضه آن گرفته شد؟ در بخشی از متن شكواييه عليرضا رئيسيان كارگردان اين فيلم آمده است: به كدام ملت است اين!؟ /  به كدام دولت است اين!؟ هنگامي كه رئيس محترم دولت تدبير و اميد دو روز پيش و در افتتاحيه نمايشگاه مطبوعات، در دفاع از آزادى بيان عنوان نمودند كه «نشكنيد قلم‌ها را و بريده نكنيد زبان‌ها را» با خودم فكر كردم كه يك طرف اين جملات معلوم است و آنها كسانى هستند كه قلم و زبان و انديشه را در اختيار هنر خود دارند ولى طرف ديگر كه قلم را مى‌شكند و زبان را مى‌برد مجهول است! تا ديروز كه معاون نظارتى سازمان سينمايي بدون هيچ توضيحى پروانه نمايش مصوب شوراى تحت مديريت خود را لغو كردند، فهميدم آن كه تيغ به دست دارد كيست! مديري كه در حصار خوش خدمتى،
خوشبختانه رشد اقتصادي كشور در دو  دهه اخير عامل توسعه كشور در حوزه هاي مختلف كشاورزي، صنعت، خدمات و ... شده است به طوری كه در بعضي حوزه‌ها، كشور با مازاد توليد و خدمات مواجه شده و  براي ادامه فعاليت خود ناچار به صادرات می‌باشد. در سال‌های اخير نيز ركود حاكم بر كشور، افت تقاضا و همچنين تحریم‌های بانكي كشور و نياز به ارزهاي خارجي جهت ادامه حيات شرکت‌ها اهميت و ضرورت امر صادرات را بيشتر نمايان كرده است.در اين  ميان سيل ارسال كالا و خدمات به مرزهاي كشور جهت صادرات افزايش يافت و هر صادركننده اي جهت تأمین نقدينگي به رقابت با ديگر فعالين در آن حوزه پرداخت و نتيجه اين مسابقه چيزي بجز كاهش قیمت‌ها نبوده است. اين نكته را می‌توان اضافه نمود كه در اين رقابت بعضاً كيفيت فداي قيمت شد به طوری كه حتي بعضي كشورهاي همسايه، واردات توليدات ايراني را مشروط به ارائه گواهي كيفيت از سازمان‌های بین‌المللی نمودند و حتي گواهي استاندارد اجباري ايران را نيز به رسميت نشناختند. واردكنندگان خارجي نيز بعضاً از اين همهمه ضرورت صادرت كالا و خدمات استفاده كردند و با نشان دادن
صاحب‌خبر - سكان كشتي طوفان‌زده ورزش به دست چه كسي خواهد افتاد؟ بي‌شك اين سؤالي است كه اين روزها ذهن بسياري را به خود مشغول كرده است و اذهان عمومي خواهان دانستن اين مهم هستند كه چه كسي قرار است جاي سرپرست موقت وزارت ورزش را بگيرد. نگاه‌ها حالا به طور مستقيم به دولت است كه اين‌بار در نظر دارد چه شخصي را روي صندلي مديريت ورزش بنشاند و نگراني‌ها حالا به مراتب حتي از نخستين باري كه دولت تدبير و اميد تصميم به انتخاب وزيري براي ورزش و جوانان گرفته بود، بيشتر هم شده است. چون اين دولت با انتخاب گودرزي عملاً نشان داد بهايي به ورزش نمي‌دهد.  اميد به بهبود شرايط، مهم‌ترين مسئله در پي ايجاد هر تغيير است. در واقع تغييرات براي ايجاد بستر و شرايط بهتر است كه صورت مي‌گيرد. براي كمرنگ شدن ناكامي‌هاي موجود و كم و كاستي‌هايي كه وجود دارد و اگر غير از اين باشد، نمي‌تواند توجيه‌پذير و قابل قبول باشد. همين مسئله هم هست كه در پي هر تغييري، انتخاب نفر جديد را دشوارتر و حساس‌تر مي‌كند، چراكه شخص جديدي كه بايد بر مسند امور بنشيند، بايد توانمند‌تر از فرد قبلي باشد
صاحب‌خبر - دكتر «ح.ح» بورسيه بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران در دانشگاه كارديف انگلستان بود كه پس از فارغ‌التحصيلي بدون حتي يك روز بازگشت به ايران و حضور در محل كار خود به دانشگاه Bournemouth University منتقل مي‌شود. ايشان همزمان با بستن يك قرار‌داد صوري ساعتي در مؤسسه مطالعات بين‌المللي انرژي وزارت نفت به عنوان كارمند ساعتي و قرار‌دادي و بدون حضور در ايران و مؤسسه مطالعات انرژي از طرف وزارت نفت به مأموريت اوپك فرستاده مي‌شود تا در دبيرخانه اوپك به عنوان كارمند رسمي وزارت نفت ايران مأمور و مشغول كار شود و در حال حاضر نيز همزمان در دانشگاه بورنموث انگلستان و با هزينه وزارت نفت در دبيرخانه اوپك در وين اتريش مشغول و مسئول بخش آمار مي‌باشد. ضمناً با هزينه سالانه چند ميلياردي كه توسط وزارت نفت و مؤسسه مطالعات انرژي پرداخت مي‌شود، مجله‌اي به عنوان انرژي و آمار منتشر مي‌كند كه در آن با هزينه تحميلي چند ميلياردي به مؤسسه انرژي و از جيب وزارت نفت براي مديران نيازمند به كارهاي علمي سفارشي مقاله چاپ مي‌كند تا ارتقاي سالانه بگيرند. حال چند سؤال؟ 1-  چرا
صاحب‌خبر - اگر دهها مقاله مستند و يادداشت معتبر پيرامون اهمال‌كاري دستگاه‌هاي دولتي يا وابسته به دولت در جرايد درج شود، هيچ‌گونه عكس‌العمل و تلاشي براي بهبود نقيصه اعمال نمي‌شود،‌ در حالي ‌كه كافي است اين انتقاد از يكي از مؤسسات بخش خصوصي باشد نه‌تنها نسبت به اصلاح آن جديت مي‌شود بلكه از روزنامه و بخش مقابل پوزش مي‌خواهند كه در تعهدات‌شان خلل وارد شده و مي‌روند تا اعتبار خود را از دست بدهند! اما كافي است براي بخش دولتي يا «خصولتي» نه از روي عمد بلكه سهواً در نقدي نقطه‌اي جابه‌جا شده باشد، سيل تكذيب‌نامه‌ها از گوشه و كنار به‌سوي مديرمسئول و نويسنده سرازير مي‌شود كه قطعاً حمايت وزارت ارشاد و كميسيون مطبوعات را نيز به همراه خواهد داشت! معلوم نيست در اين ميان به‌جز محاكم قضايي كه به تكذيب‌نامه‌ها و شكايات دستگاه‌هاي دولتي رسيدگي مي‌كنند، چه نهادي مسئوليت دفاع و پيگيري از نوشته‌هاي مستند بي‌پاسخ و بدون اقدام مطبوعات را دارد تا مخاطبان سره را از ناسره تشخيص دهند. اگر در اين فاصله رسانه‌اي مظلوم واقع شد و نوشته‌هايش حكم باد هوا را
صاحب‌خبر - روزنامه آفرینش نوشت: اساس و ماهيت تمامي نهادهاي به وجود آمده با رأي مردم ، بر محور خدمت رساني و پيگيري حقوق عمومي مي‌باشد كه درپي آن جامعه حق رأي خود را به عده‌اي ازمنتخبين مي‌دهند تا به عنوان نمايندگان قانوني به دنبال مطالبات حقوقي و شهروندي آنها باشند. يكي از اين نهادها يا به عبارتي مظهر مردمي بودن اين نهادهاي مردمي در زمينه حقوق شهروندي و خدمات شهري شوراي شهر مي‌باشد. نهادي كه وظيفه اصلي آن پيگيري مطالبات عمومي مردم و نظارت برامر خدمت رساني توسط نهادشهرداري مي‌باشد. اما رابطه اين دو نهاد در وضعيت فعلي جامعه ما كاملاً برعكس شده شهرداري تهران به عنوان قدرت بلامنازع بر رفتار و تصميم گيري‌هاي اعضاي شوراي شهر نفوذ داشته و آن دسته از افرادي هم كه با آن همسو نيستند به طرق مختلف مورد اتهام و سياسي كاري قرار مي گيرند و خواسته يا ناخواسته انزوا پيشه مي‌كنند. جالب اينجاست كه دغدغه شوراي شهر پيش از آنكه بر وصول مطالبات عمومي و شهروندي جامعه باشد، بر تحقق و وصول مطالبات شهرداري از مردم است. به طوري كه يكي از اعضا
صاحب‌خبر - روزنامه آفرینش نوشت: اساس و ماهيت تمامي نهادهاي به وجود آمده با رأي مردم ، بر محور خدمت رساني و پيگيري حقوق عمومي مي‌باشد كه درپي آن جامعه حق رأي خود را به عده‌اي ازمنتخبين مي‌دهند تا به عنوان نمايندگان قانوني به دنبال مطالبات حقوقي و شهروندي آنها باشند. يكي از اين نهادها يا به عبارتي مظهر مردمي بودن اين نهادهاي مردمي در زمينه حقوق شهروندي و خدمات شهري شوراي شهر مي‌باشد. نهادي كه وظيفه اصلي آن پيگيري مطالبات عمومي مردم و نظارت برامر خدمت رساني توسط نهادشهرداري مي‌باشد. اما رابطه اين دو نهاد در وضعيت فعلي جامعه ما كاملاً برعكس شده شهرداري تهران به عنوان قدرت بلامنازع بر رفتار و تصميم گيري‌هاي اعضاي شوراي شهر نفوذ داشته و آن دسته از افرادي هم كه با آن همسو نيستند به طرق مختلف مورد اتهام و سياسي كاري قرار مي گيرند و خواسته يا ناخواسته انزوا پيشه مي‌كنند. جالب اينجاست كه دغدغه شوراي شهر پيش از آنكه بر وصول مطالبات عمومي و شهروندي جامعه باشد، بر تحقق و وصول مطالبات شهرداري از مردم است. به طوري كه يكي از اعضا
صاحب‌خبر - سلامت نیوز: بیشتر خبرهایی که درباره آلودگی‌های زیست‌محیطی می‌شنویم مربوط به آلودگی هواست، چرا؟ چون دیده می‌شود. اما آلودگي صوتي به همان اندازه آلودگي هوا خطرناك است و آسيب‌رسان. به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری آنلاین، سر و صدا در شهرهاي بزرگ يكي از بد‌ترين و مضر‌ترين آسيب‌ها براي مردم به‌حساب مي‌آيد. متأسفانه اين نوع آلودگي كه در كلانشهر‌ها به‌وفور وجود دارد، رابطه مستقيمي با سيستم عصبي بدن انسان دارد و مي‌تواند آن را مختل كرده و آسيب‌هاي جدي به فرد وارد آورد. سر و صداي زياد در طولاني‌مدت، قدرت شنوايي را ذره‌ذره از بين مي‌برد، بدون آنكه خود فرد متوجه چنين صدمه‌اي بشود. در اين صفحه، هم مي‌توانيد با اين نوع آلودگي بيشتر آشنا شويد، هم بدانيد كه چه بلايي سر ما مي‌آورد و هم درباره راهكارهاي مقابله با آن بخوانيد. آلودگي‌صوتي، صداي بوق‌هاست؟ كارشناسان مي‌گويند كه اگرچه صداي بوق وسايل نقليه يكي از آزاردهنده‌ترين صداهاي موجود در شهرهاي بزرگ به‌حساب مي‌آيد، اما منظور دقيق و صحيح از مفهوم