اهنگ لری مرده شور دسم نزن

صاحب‌خبر - روز نو : خشکم زده بود مگر یک مرده می تواند بداند در غسالخانه چه خبر است. مدتی سرپرست غسالخانه بودم. در آن زمان خانم میانسالی از همکارانم، با بیماری قلبی‌اش مدارا می‌کرد. نکته قابل توجهی که وجود داشت این بود که او همیشه در گوشه‌ای نشسته و دست به زیر چانه داشت و گوشه‌گیری می‌کرد. کمتر پیش می‌آمد که او با کسی هم‌صحبت شود یا ما ببینیم تحرک خاصی در محیط کار داشته باشد. یک روز که کار تقریبا تمام شده و ما برای بازگشت به خانه آماده شده بودیم، مسئول قسمت پذیرش خواست که من نزدش برم. به سمت پذیرش رفتم. مسئول پذیرش زمانی که مرا از دور دید دستی تکان داد، بلند شد و به طرفم آمد. او بعد از احوالپرسی‌های معمول به من گفت: امروز دو خانم آمده بودند و حرف‌های عجیبی می‌زدند. سوالاتی دارند که من جوابشان را نمی‌دانم. بیا ببین شما چیزی از حرف‌هایشان سر در می‌آوری؟ رفتم داخل اتاق او و دیدم دو خانم روی صندلی آرام نشسته‌اند. خودم را به آنها معرفی کردم و گفتم: بفرمایید، در خدمتم. کاری از دست من بر می‌آید؟ هنوز حرفم به‌طور کامل تمام نشده بود که یکی
صاحب‌خبر - روز نو : خشکم زده بود مگر یک مرده می تواند بداند در غسالخانه چه خبر است. مدتی سرپرست غسالخانه بودم. در آن زمان خانم میانسالی از همکارانم، با بیماری قلبی‌اش مدارا می‌کرد. نکته قابل توجهی که وجود داشت این بود که او همیشه در گوشه‌ای نشسته و دست به زیر چانه داشت و گوشه‌گیری می‌کرد. کمتر پیش می‌آمد که او با کسی هم‌صحبت شود یا ما ببینیم تحرک خاصی در محیط کار داشته باشد. یک روز که کار تقریبا تمام شده و ما برای بازگشت به خانه آماده شده بودیم، مسئول قسمت پذیرش خواست که من نزدش برم. به سمت پذیرش رفتم. مسئول پذیرش زمانی که مرا از دور دید دستی تکان داد، بلند شد و به طرفم آمد. او بعد از احوالپرسی‌های معمول به من گفت: امروز دو خانم آمده بودند و حرف‌های عجیبی می‌زدند. سوالاتی دارند که من جوابشان را نمی‌دانم. بیا ببین شما چیزی از حرف‌هایشان سر در می‌آوری؟ رفتم داخل اتاق او و دیدم دو خانم روی صندلی آرام نشسته‌اند. خودم را به آنها معرفی کردم و گفتم: بفرمایید، در خدمتم. کاری از دست من بر می‌آید؟ هنوز حرفم به‌طور کامل تمام نشده بود که یکی
صاحب‌خبر - روز نو : خشکم زده بود مگر یک مرده می تواند بداند در غسالخانه چه خبر است. مدتی سرپرست غسالخانه بودم. در آن زمان خانم میانسالی از همکارانم، با بیماری قلبی‌اش مدارا می‌کرد. نکته قابل توجهی که وجود داشت این بود که او همیشه در گوشه‌ای نشسته و دست به زیر چانه داشت و گوشه‌گیری می‌کرد. کمتر پیش می‌آمد که او با کسی هم‌صحبت شود یا ما ببینیم تحرک خاصی در محیط کار داشته باشد. یک روز که کار تقریبا تمام شده و ما برای بازگشت به خانه آماده شده بودیم، مسئول قسمت پذیرش خواست که من نزدش برم. به سمت پذیرش رفتم. مسئول پذیرش زمانی که مرا از دور دید دستی تکان داد، بلند شد و به طرفم آمد. او بعد از احوالپرسی‌های معمول به من گفت: امروز دو خانم آمده بودند و حرف‌های عجیبی می‌زدند. سوالاتی دارند که من جوابشان را نمی‌دانم. بیا ببین شما چیزی از حرف‌هایشان سر در می‌آوری؟ رفتم داخل اتاق او و دیدم دو خانم روی صندلی آرام نشسته‌اند. خودم را به آنها معرفی کردم و گفتم: بفرمایید، در خدمتم. کاری از دست من بر می‌آید؟ هنوز حرفم به‌طور کامل تمام نشده بود که یکی
صاحب‌خبر - روز نو : خشکم زده بود مگر یک مرده می تواند بداند در غسالخانه چه خبر است. مدتی سرپرست غسالخانه بودم. در آن زمان خانم میانسالی از همکارانم، با بیماری قلبی‌اش مدارا می‌کرد. نکته قابل توجهی که وجود داشت این بود که او همیشه در گوشه‌ای نشسته و دست به زیر چانه داشت و گوشه‌گیری می‌کرد. کمتر پیش می‌آمد که او با کسی هم‌صحبت شود یا ما ببینیم تحرک خاصی در محیط کار داشته باشد. یک روز که کار تقریبا تمام شده و ما برای بازگشت به خانه آماده شده بودیم، مسئول قسمت پذیرش خواست که من نزدش برم. به سمت پذیرش رفتم. مسئول پذیرش زمانی که مرا از دور دید دستی تکان داد، بلند شد و به طرفم آمد. او بعد از احوالپرسی‌های معمول به من گفت: امروز دو خانم آمده بودند و حرف‌های عجیبی می‌زدند. سوالاتی دارند که من جوابشان را نمی‌دانم. بیا ببین شما چیزی از حرف‌هایشان سر در می‌آوری؟ رفتم داخل اتاق او و دیدم دو خانم روی صندلی آرام نشسته‌اند. خودم را به آنها معرفی کردم و گفتم: بفرمایید، در خدمتم. کاری از دست من بر می‌آید؟ هنوز حرفم به‌طور کامل تمام نشده بود که یکی
صاحب‌خبر - اخبار مرتبط متخلفان رانندگی باید در سردخانه ها کار کنند/جریمه عجیب برای متخلفان رانندگی در تایلند داغ دلی که تازه شد/روایت یکی از گمشدگان سیل کن که پس از ٧ ماه نگهداری در سردخانه پیدا شد به گزارش ایسکانیوز این خاطره را می خوانید: در نیمه دوم دهه 1330 که دو سه سالی از فعالیت خبرنگاری‌ام در بخش حوادث روزنامه کیهان می‌گذشت. مأموریت داشتم هر روز صبح سری به پزشکی قانونی بزنم و نگاهی به فهرست مردگان بیندازم تا ببینیم چه کسانی خودکشی کرده‌اند یا در حوادث مختلفی کشته شده‌اند. در تهران مردی پیدا شده بود به‌نام هراتی که ادعا می‌کرد شربتی معجزه‌آسا از گیاهان کوهی درست کرده و هر بیمار مبتلا به سرطان از این شربت بخورد نجات پیدا می‌کند و آثار سرطان در بدنش از بین می‌رود. هراتی عده‌ای از بیماران سرطانی را تحت معالجه قرار داده بود و هر روز با مراجعه به خانه‌های این بیماران یک قاشق از معجونش را به هر یک از آنان می‌خوراند و این بیماران می‌گفتند هرچند پزشکان از معالجه‌شان قطع‌امیدکرده‌اند
به گزارش مشرق، اکبر عبدی نه اپوزوسیون شده است و نه پناهنده و نه ضد انقلاب؛‌ فقط تصمیم گرفته در گوشه دیگری از جهان به فعالیت هنری و زندگی شخصی خود ادامه دهد و البته قطعا برای برخی آثار سینمائی در ایران حضور خواهد داشت. از جمله رسوایی 2 که در این مصاحبه می گوید نقش حاج یوسف را خواهم داشت. مصاحبه ای در بهمن ماه سال گذشته با وی صورت گرفته و انتقادات تندی به کسانی به هر قیمتی وطن فروشی می کنند کرد و انتقادی هم از نسل هفتادی ها داشت و کسانی که حاضر نیستند کارهای عادی مثل گچ کاری و بنایی کنند ولی حاضرند در کشورهای دیگر مرده شور شوند.بعد از اینکه اتهام هایی در خصوص وی در این ایام اخیر مبنی بر وطن فروشی و یا مباحث دیگر را داشت تصمیم بر آن شد که این مصاحبه منتشر شود تا نظرات و آراء اکبر عبدی در خصوص وطن فروشی مطرح شود. چیزی که منتقد شدید آن است و تاکید داشت که مصاحبه منتشر شود ولی الان متهم به آن شده است: * برای من نقش‌هایم در رسوایی و آدم‌برفی به اندازه با ارزش
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در متن این نامه‌ی سرگشاده آمده است: «به نام خدای رفتگان و خدای ماندگان» از اسفندیار بازیگر فیلم سینمائی "خواب تلخ" به روسای جمهورمحترم کشورهای تولید کننده گاز از اینکه به تهران تشریف آوردید تا دست دوستی به هم بدهید و با هم خوب باشید، بسیار خوشحالم. امیدوارم در تهران به همه شما خوش بگذرد و بیش از پیش بفهمید که کشورمان ایران چقدر مهم است . از خدا می‌خواهم در این نشستها فقط حرف پول و اقتصاد نباشد و به ارتباطات فرهنگی خصوصاً در زمینه هنر سینما هم فکر کنید. ان شاء الله! همانطور که مستحضر نیستید! دوازده سال قبل بنده آقا اسفندیار مرده شور سِدِه اصفهان فیلمی بازی کردم به نام "خواب تلخ" که در بیش از چهل جشنواره جهانی شرکت کرد و جایزه ویژه بخش دوربین طلائی کن و جایزه نگاه جوان بخش دوهفته کارگردانهای کن و اسکندر طلائی تسالونیکی یونان و جایزه فیپرشی و.... را گرفت که تمام این افتخارات برای سینمای ایران ثبت شده. حالا بعد از دوازده سال قرار شده "خواب تلخ" در گروه هنر و تجربه اکران
تیزر متفاوت «خواب تلخ» ساخته محسن امیریوسفی که پس از ۱۲سال در گروه «هنر و تجربه» نمایش درآمده است، رونمایی شد. به گزارش ایسنا، این اثر، اولین فیلم سینمائی محسن امیریوسفی است که در سال 82 تولید شد. «خواب تلخ» داستان مرده شوری است که با مساله نزدیک شدن خودش به مرگ روبرو می‌شود. این فیلم در جشنواره فجر سال 1382 پذیرفته نشد و اولین حضور بین‌المللی آن در بخش دو هفته با کارگردانان جشنواره کن 2004 بود و پس از نمایش در این بخش با نقدهای مثبتی از سوی منتقدین مجلات اسکرین، پوزیتیو، کایه دوسینما، لوموند، فیگارو و... روبرو شد. دبورا یانگ منتقد ورایتی، «خواب تلخ» را اولین کمدی سیاه سینمای ایران دانست که برخلاف دیگر فیلم‌های ایرانی آن زمان چهره‌ای طناز از مردم ایران نشان می‌دهد. «خواب تلخ» در بخش دو هفته کارگردانان کن، جایزه نگاه جوان را دریافت کرد و در بخش اصلی این جشنواره، تقدیر ویژه بخش دوربین طلائی را گرفت. پس از آن، فیلم محسن امیریوسفی در فستیوال تسالونیکی یونان به نمایش درآمد و برای اولین‌بار جایزه اسکندر طلائی
تیزر متفاوت «خواب تلخ» ساخته محسن امیریوسفی که پس از ۱۲سال در گروه «هنر و تجربه» نمایش درآمده است، رونمایی شد. به گزارش ایسنا، این اثر، اولین فیلم سینمائی محسن امیریوسفی است که در سال 82 تولید شد. «خواب تلخ» داستان مرده شوری است که با مساله نزدیک شدن خودش به مرگ روبرو می‌شود. این فیلم در جشنواره فجر سال 1382 پذیرفته نشد و اولین حضور بین‌المللی آن در بخش دو هفته با کارگردانان جشنواره کن 2004 بود و پس از نمایش در این بخش با نقدهای مثبتی از سوی منتقدین مجلات اسکرین، پوزیتیو، کایه دوسینما، لوموند، فیگارو و... روبرو شد. دبورا یانگ منتقد ورایتی، «خواب تلخ» را اولین کمدی سیاه سینمای ایران دانست که برخلاف دیگر فیلم‌های ایرانی آن زمان چهره‌ای طناز از مردم ایران نشان می‌دهد. «خواب تلخ» در بخش دو هفته کارگردانان کن، جایزه نگاه جوان را دریافت کرد و در بخش اصلی این جشنواره، تقدیر ویژه بخش دوربین طلائی را گرفت. پس از آن، فیلم محسن امیریوسفی در فستیوال تسالونیکی یونان به نمایش درآمد و برای اولین‌بار جایزه اسکندر طلائی
تیزر متفاوت «خواب تلخ» ساخته محسن امیریوسفی که پس از ۱۲سال در گروه «هنر و تجربه» نمایش درآمده است، رونمایی شد. به گزارش ایسنا، این اثر، اولین فیلم سینمائی محسن امیریوسفی است که در سال 82 تولید شد. «خواب تلخ» داستان مرده شوری است که با مساله نزدیک شدن خودش به مرگ روبرو می‌شود. این فیلم در جشنواره فجر سال 1382 پذیرفته نشد و اولین حضور بین‌المللی آن در بخش دو هفته با کارگردانان جشنواره کن 2004 بود و پس از نمایش در این بخش با نقدهای مثبتی از سوی منتقدین مجلات اسکرین، پوزیتیو، کایه دوسینما، لوموند، فیگارو و... روبرو شد. دبورا یانگ منتقد ورایتی، «خواب تلخ» را اولین کمدی سیاه سینمای ایران دانست که برخلاف دیگر فیلم‌های ایرانی آن زمان چهره‌ای طناز از مردم ایران نشان می‌دهد. «خواب تلخ» در بخش دو هفته کارگردانان کن، جایزه نگاه جوان را دریافت کرد و در بخش اصلی این جشنواره، تقدیر ویژه بخش دوربین طلائی را گرفت. پس از آن، فیلم محسن امیریوسفی در فستیوال تسالونیکی یونان به نمایش درآمد و برای اولین‌بار جایزه اسکندر طلائی