«‌بی‌نهایت»، مهم‌ترین مفهوم زندگی بشر استنیاز انسان؛ اتصال به این بی‌نهایت

گردآوری پورتال رهتا : به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(/#) از خراسان رضوی، حجت‌الاسلام شیخ عبدالحمید واسطی، معاون پژوهشی مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام در نخستین نشست از سلسله جلسات آیات نور با رویکرد بررسی ابعاد شخصیت آیت‌الله سیدمحمدحسین حسینی‌طهرانی که شامگاه هفتم آبان‌ماه در حسینیه الزهرا(س) برگزار شد، به ایراد سخن با محوریت گسترش نور، دیدگاه تمدنی علامه حسینی طهرانی پرداخت.
وی در تبیین ارتباط بین عرفان و تمدن، اظهار کرد: شبکه نظام‌های اجتماعی که نیازهای انسان را به تمام مراتب و به صورت کارآمد پاسخ دهد، تمدن گویند و اگر جایی نظام‌های اجتماعی شکل نگرفته باشد، تمدنی در کار نیست.
حجت‌الاسلام واسطی افزود: اگر نظام‌های اجتماعی با هم مرتبط نباشند، مجموعه‌ای به دنبال تمام نیازها نباشد یا در رفع نیازها کارآمد نباشد، تمدن نیز شکل نمی‌گیرد که محل ارتباط عرفان با تمدن در همین مراتب نیازهاست.
وی با عنوان این مطلب که عرفان مشاهده رب بالقلب است، ابراز کرد: اگر توصیف و تبیین چگونگی و چرایی مشاهدات قلبی باشد، عرفان نظری می‌شود و اگر حس حضور بی‌نهایت خداوند در قلب باشد، عرفان عملی است و به هر میزان که حس حضور گسترده‌تر باشد و به سمت موجود بی‌نهایت حرکت کند، قدرت عرفان آن فرد برتر است.
حجت‌الاسلام واسطی با بیان اینکه از مراتب نیازهای انسان، اتصال به ملکوت الهی و اتصال به معبود بی‌نهایت است، اظهار کرد: ما آدم‌ها، مهم‌تر از مفهوم بی‌نهایت در زندگی نداریم؛ ذات خداوند مصداق وجود بی‌نهایت است و بقیه محدود بوده و دارای تقید هستند.
وی بیان کرد: در هرم نیازها از نیازهای زیستی گرفته تا نیازهای ارتباطی، معرفتی و رسیدن به خودآگاهی وجود دارد؛ منظور از این خودآگاهی و خودشکوفایی، معرفت‌النفس در مقابل معرفت‌الرب است و اگر قرار است تمدنی برتر باشد، باید به تمام ستون نیازها پاسخگو باشد؛ البته تمام نیازها برای زمینه‌سازی نیاز اعلی است و باید از عهده‌ حس حضور خدا برآیند.
معاون پژوهشی مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام با اشاره به آیه قرآن کریم مبنی بر اینکه خداوند وعده داده است که این دین حاکم می‌شود، بیان کرد: تعبیر علامه ذیل این آیه چنین بود که عبودیتِ خالص، عمومی شود و هیچ گونه توجه و کرنشی در مقابل خدا، در قلوب و نفوس مردم در تمدن اسلام جایز نیست و این ربط تمدن با عرفان است.
وی مطرح کرد: کسی که دید عرفانی دارد، از عهده‌ تمدن‌سازی اسلامی برمی‌آید و اگر حس حضور خدا را بگیرد، تفاوتی بین تمدن بشری و الهی باقی نمی‌ماند؛ این حس حضور خدا در تمام نظام‌ها جاری است.
حجت‌الاسلام واسطی اظهار کرد: ادیان برای گسترش افق دید آمده‌اند و در قدم اول، برای تغییر زاویه دید، بشریت را خطاب کرده‌اند؛ آیه « يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ» هم بیانگر این مطلب است که سطح درک مردم از دنیا، چیزی بیش از محسوسات نیست و مردم توجهی به باطن آن ندارند و به تعبیر علامه طباطبایی، این آیه نشان‌دهنده تقابل ظاهر و باطن است.
وی با بیان اینکه این زاویه، دید را از ظاهربینی به باطن‌بینی و از وحدت‌بینی به کثرت‌بینی تغییر می‌دهد، افزود: تغییر زاویه دید، کار انبیاء و اولیاست، آن‌ها دیدن مافوق دارند و از بزرگ‌ترین مقیاس‌ها در عالم کثرت، دید تمدنی است.
معاون پژوهشی مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام با بیان اینکه تمدن و دید تمدنی یک مقیاس فکری است، مطرح کرد: کسی می‌تواند مقیاس را درک کند که در بین مقیاس‌های عالم وجود، نفس کشیده باشد و چه کسانی غیر از اهل عرفان که شهود می‌کنند، می‌توانند چنین مقیاسی را درک کنند؟!
وی در ادامه، به بیان برخی از نظریات و ابتکارات آیت‌الله علامه سیدمحمدحسین حسینی‌طهرانی پرداخت و عنوان کرد: ایشان بیان می‌کردند که مرز بین سرزمین‌ها باید از بین برود و بلاد اسلامی باید مرز مشترک و پول واحد داشته باشند؛ هم‌چنین درخصوص نظام بهداشتی، منع دخانیات، پوشش بانوان، لباس استاندارد اجتماعی، سیستم بانکداری و مسائل اجتماعی و دفاعی و... نیز پیشنهادات و نظریاتی داشتند.
حجت‌الاسلام واسطی مطرح کرد: کار عرفان، ایجاد حس حضور است و این احساس حضور توسط اولیاء خداوند، در فضای کلان اجتماعی تزریق می‌شود؛ اولیاءالله هرچه سعه‌شان بیشتر می‌شود، مقیاس تغییر نفوسشان تقویت می‌شود؛ البته هرکس مثل علامه در مقیاس تمدنی فکر می‌کند، چنین کارهایی می‌کند.