شعارهای بدون اقدام مسئولین در احیای هنر کرمانحضور افغان ها در هنر پته دوزی تهدیدی جدی است

گردآوری پورتال رهتا :

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان کویر ، امروزه کار و فعالیت شکل تازه ای به خود گرفته است و به سوی خودکارفرمایی و خوداشتغالی در حرکت است. کارآفرینی و کارآفرینان نقش کلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مختلف ایفا می‌کنند.

کارآفرینان نه تنها به ایجاد فرصت های شغلی جدید نمی پردازند بلکه با ساختار، تفکر، تحرک و فرهنگ لازم دست به تخریب خلاق می زنند تا از دل ویرانه های کهن بنای رفیع آبادانی و پیشرفت را برافرازند. 

گام برداشتن اعضای جامعه در راستای کارآفرینی و اقنصاد مقاومتی یک مطالبه ی جمعی جامعه ی کنونی ایران است.

شاید بتوان گفت هنر و ارزش آفرینی به آن، از جمله قدم هایی است که می توان برای کارآفرینی گام برداشت و با تکیه بر آن اقتصاد مقاومتی را جان داد.

در طول تاریخ کرمان بانوان بسیاری بوده اند که با ارزش گذاری به هنرهای اصیل کرمان از جمله پته، قالی و ... در این مسیر گام برداشته اند.

مهوش وحدتی بانوی 42 ساله ی کرمانی از جمله بانوانی است که سعی کرده در طول سال ها تجربه و جمع آوری اطلاعات درست و دقیق از قالی و پته ی کرمان برای احیا و اصلاح این دو هنر ارزشمند قدم بردارد.

زنان کویر با این بانوی کارآفرین به گفتگو پرداخته که در زیر می خوانیم:

پدر و مادرم ذوق و هنر کودکی ام را پرورش دادند

از 6 سالگی کار پته را در کنار مادرم یاد گرفتم، در دوران کودکی وقتی که می دیدم مادرم پته می دوزد با تعجب و کنجکاوی به او نگاه می کردم ، کم کم در زمانی که مادرم نبود ، دزدکی پته دوزی می کردم و خیلی وقت ها می دیدم که نخ ها را به شلوارم دوختم ؛ آنجا بود که بین پارچه ی پته و شلوارم یکی را انتخاب می کردم و با قیچی می چیدم.

علاقه ی من به هنر از بچگی وجود داشت و با حمایت پدر و مادرم که هر دو علاقه مند به هنر بودند ، رشد یافت.

یادم است در دوران تعطیلات راهنمایی در کلاس های مختلفی شرکت می کردم و حتی در اول دبیرستان کیف مدرسه ام را خودم دوختم و طراحی کردم.

مادرم و زنان همسایه تلاش بسیاری در یادگیری هنر و به کارگیری آن داشتند البته به طور کلی در گذشته انجام کارهای هنری در میان بانوان رواج داشت و به عنوان یک افتخار مطرح می شد، چیزی که امروزه کمتر دیده می شود.

در دوره ی دبیرستان، مدیر، معاونین و خانواده ام مایل بودند تا در رشته ی ریاضی درس بخوانم، برای خودم فرقی نداشت چرا که نقاشی را دوست داشتم اما با مخالفت پدر روبرو بودم، بنابراین مجبور به تحصیل در رشته ی ریاضی شدم.

وقتی به دانشگاه ورود پیدا کردم رشته ی جوشکاری را برای تحصیل انتخاب کردم  تا شاید بتوانم در این رشته کارهای هنری ایجاد کنم، البته موفق هم شدم چرا که قبل از فارغ التحصیلی ام 45 گل رز هنری و یکسری کارهای خاص و زیبا برای آشپزخانه ها طراحی و ایجاد کردم.

چون رشته ی جوشکاری ناپیوسته بود بعد از گذشت چند سال مجددا خواستم تا در این رشته کارشناسی ام را بگیرم اما متوجه شدم که این رشته را اختصاصی برای مردان در نظر گرفته اند.

در زندگی به دنبال علایق ام بودم نه گرفتن مدرک

کتابی خوانده بودم با عنوان " یکسال در میان ایرانیان"  نوشته ی ادوارد براون ؛ دلیلی شد تا علاقه و گرایش بیشتری به فرش نشان دهم بنابراین در زمانی که فرش کرمان در افول بود به تحصیل و تلاش در این زمینه اقدام کردم چرا که به خود گفته بودم که من می توانم فرش کرمان را احیا کنم.

من در زندگی ام به دنبال علاقه ام بودم ، حرف مردم برایم اهمیت نداشته و نخواهد داشت ؛ به دنبال مدرک صرف هم نبودم تا با گرفتن مدرک پول در آورم.

تجربیاتم حاصل سی سال تلاش و شاگردی نزد استادان کرمانی است

سالها برای آموختن ارتباط بین طرح، نقشه، بافت و رنگرزی تلاش کردم و آنچه که امروزه می بینید حاصل سی سال تلاش و شاگردی نزد شش استاد توانا و معروف فرش و نقش کرمانی است.

احیا و اصلاح فرش کرمانی هدف بزرگی بود که به آن دست یافتم

از آنجا که هدفم احیای فرش کرمان بود با استاد مظفری در این زمینه برنامه ریزی کردیم و با رفتن به دوره های بهبافی در تهران، کاشان ، تبریز و شیراز با جمع آوری اطلاعات به روستاهای کرمان رفتم و در این خصوص به زنان و بانوان قالی باف روستا آموزش هایی دادم ضمن این که در رابطه با بهداشت و بیمه ی زنان تلاش های فراوانی انجام دادم.

البته علاوه بر احیای فرش در زمینه ی اصلاح فرش و غلط بافی های که در اثر آموزش های نادرست بوجود آمده نیز تلاش خودم را انجام داده ام.

همچنین با همت استاد مظفری فرش عتبات با دار بزرگی را به راه انداختیم که به زودی ثبت اختراع خواهد شد و مطمئن باشید در آینده ی نه چندان دور دوباره صدای نقشه خوانی در کرمان شنیده خواهد شد.

ظرافت، رنگبندی و دوخت های جهت دار پته، ویژگی های مهمی که به فراموشی رفته است

پته یک رودوزی صنعتی هنری کرمان است ؛ در مقایسه پته قدیم و امروزی خواهیم دید آنچه که امروز مشاهده می شود بسیار متفاوت از پته های قدیم است چرا که در گذشته به ظرافت، رنگبندی و دوخت های جهت دار توجه بسیاری می شد بواقع پته امروزی از نام گذشته استفاده می کند.

بین شال پته، نخ و شال ترمه و فرش ارتباط وجود دارد .در تاریخ آمده است لباس نادرشاه افشار از پته بوده است و این نشان می دهد که این هنر نزد پادشاه ایران دارای ارزش بسیار بوده است. لباس های خانزاده ها و درباریان حتی اگر تمامش از پته نبوده اما نگاره هایی از پته در آن بکار برده می شده است.

این که اکنون پته در لباس، کیف و کفش استفاده می شود به واقع از قدیم الایام بوده است و تازگی ندارد.

زمانیکه مارکوپولو به کرمان آمد، در خاطراتش از هنر سوزن دوزی کرمانیان می نویسد و محدودیت قائل نمی شود بلکه لفظ کاربردهای فراوان برای سوزن دوزی کرمان بکار می برد.

رنگ ها،طرح های خاص و گلابتون های امروزی اصالت و زیبایی پته را گرفته است

رنگ های فانتزی در گذشته از طبیعت گرفته می شد چنانچه در پته های قدیمی شاهد رنگ های صورتی و بنفش در نقش های به خصوص هستیم اما امروزه از رنگ های پودری جیغ استفاده می کنند که ثبات ندارند و این خود صدمه زدن به اصالت پته است .

ریس گذشته بسیار ظریف بوده است به واقع تفاوت ریس کنونی با گذشته بسیار است برای همین است که زیبایی گذشته را نمی توان در پته کنونی دید .

اصالت طرح باید سرجای خود بماند، یکی از اصالت های اصلی پته استفاده از پشم برای شال آن است، پشم مرغوب برای نخ، اما این که گلابتون های خاص و امروزی بکار می برند و یا شرشره های پرده در آن بکار می برند،در واقع اصالت و زیبایی پته را می گیرد که من با چنین اقداماتی مخالفم.

وی در ادامه در خصوص مجموعه ای که مدیریتش را بر عهده داشت گفت:

مجموعه ای که در حاضر  می بینید طراحی، رنگرزی، قلم زنی، قلاب بافی،چرم و جیر و... است که با آموزش به بانوان کرمانی سعی در احیای چنین هنرهایی داشته ام.

سعی کرده ایم که از رنگبندی و طرح های اصیل استفاده کنیم و به لحاظ پته دوزی خرید و فرش شرایط خوبی داریم. جالب است بدانیم بسیاری از سفارشاتمان به بازار نمی رسد به واقع مشکل بازار و صادرات نداریم .

باید بدانیم که می توانیم بازار را قبضه کنیم و فرصت های بسیاری وجود دارد خصوصا که امروزه اینترنت مرزها را شکسته و سبب شده تا ارتباطات بیشتر و نزدیکتر گردند.

حضور افغان ها در هنر پته دوزی تهدیدی جدی است

زنان افغان در ابتدا برای کار کردن به خانه های کرمانی ها ورود پیدا کردند اما کم کم زنان کرمانی هنرشان را به افغان ها سپردند تا آنان به جایشان سوزن دوزی و پته دوزی کنند و چون افغان ها از مقاومت بالایی برخوردارند به این کار روی آوردند که این خود تهدیدی جدی است.

جالب است که دولت در جریان این اتفاقات است اما باید پرسید چرا به این معضل و مشکل رسیدگی نمی شود؟

مهوش وحدتی در ادامه از مشکلاتش این گونه برایمان گفت:

شعارهای بدون اقدام مسئولین در احیای هنر کرمان

برای بدست آوردن تجربه سال ها تلاش کردم ، بیش از دو سال است که به دنبال وام هستم و هنوز برای داشتن یک کارگاه مستاجری می کنم .

دولت شعار می دهد و هر بار مسئولین در شعارهایشان از احیای هنر کرمان سخن می گویند ولی در واقع فقط حرف است و اقدام و عملی در آن نیست.

برای گرفتن یک وام 200 میلیونی سال هاست که دوندگی می کنم اما از طرفی شاهد هستیم که وقیحانه افراد سخن از فیش های نجومی و میلیونی می زنند و در عین ناباوری از چنین اقداماتی دفاع می کنند .

در جلسه ی رفع موانع تولید که در استانداری برگزار شد متاسفانه افرادی از قبل تعیین شده بودند برای ایراد سخنرانی و آن ها نیز مفهوم کلام را درست متوجه نشده بودند و متاسفانه زبان حال ما را بیان نداشتند بلکه به تعریف و خودگویی پرداختند.

علت رکود هنر در ایران خود دولت است

معتقدم علت رکود هنر در ایران خود دولت است، وقتی که تاریخ را مطالعه می کنیم شاهد هستیم که اوج تمدن ، هنر و مذهب گرایی در زمان صفویه رخ داد آن هم به این دلیل که شاهان دوران صفوی اهل هنر بودند و مردم را در این زمینه تشویق و ترغیب می کردند.

وقتی مسئولی اهل هنر نباشد چگونه می تواند بفهمد مردم چه می گویند، سوال من این است که کدام یک از افرادی که در راس بانک ها، استانداری و یا مملکت قرار دارند به هنر اهمیت می دهند ؟ حال با چه توقعی می توان انتظار داشت هنر زنده باشد و ثابت بماند؟

بارها طرح های مختلفی دادم اما هیچ یک را مسئولین حمایت نکردند

وام درستی به افراد نمی دهند چرا که تنفسی برای ما در نظر نمی گیرند ، بارها طرح های مختلفی دادم اما هیچ یک را مسئولین حمایت نکردند .

جالب است که مسئولین از طرفی کار آفرینان را حمایت نمی کنند و از طرفی دیگر  در فنی و حرفه ای آموزش رایگان به افغان ها می گذارند تا در آینده ی نه چندان دور صاحب مملکتمان شوند؟

حمایت دولت از افغان ها بیش از کارآفرینان است

معتقدم حمایتی که از افغان ها می شود از فرزندان مملکت و یا حتی دکتر مملکت نمی شود.

دنیا به دنبال این است که علم، هوش و هنر خود را حفظ کند و به نام خود ثبت کند آن گاه در ایرن هنر به راحتی در اختیار بیگانگان قرار می گیرد، در فنی و حرفه ای مربی بودم اما به دلیل حضور بیش از حد و حمایت از افغان ها دیگر ادامه ندادم.

مثال من مثل کسی است که آشپزی بلد است ، مهارت من در درون من است سال ها است که تحقیق و تجربه کرده ام و تمام فکر و ذهن من به دنبال فراگیری و بازاریابی است، دوست دارم برای کرمان کاری انجام دهم و فقط به خاطر عشق به وطن و شهرم است که مانده ام و الا تا کنون پیشنهاد های بسیار خوبی از شهر ها و یا کشورهای مختلف داشته ام اما دوست ندارم که حق آب و گلی که اساتید کرمان در اختیارم گذاشتند را به دیگران دهم و به سرزمینم خیانت کنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

انتهای پیام/

 

∎​