رامین ناصر نصیر | عکس های شخصی رامین ناصر نصیر و همسرش

گردآوری پورتال رهتا :
سایت بیوگرافیبخش اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
رهتا: عکس های شخصی رامین ناصر نصیر + بیوگرافی رامین ناصر نصیر

 عکس رامین ناصر نصیر و همسرش رامین ناصر نصیر متولد رامین ناصر نصیر بیوگرافی رامین ناصر نصیر ویکی پدیا رامین ناصر نصیر بازیگر رامین ناصر نصیر بازیگر و کارگردان ایرانی است.او فعالیت تلویزیونی خود را از سال ۱۳۷۳ آغاز کرد و در این مدّت در مجموعه‌های طنز تلویزیونی از جمله پلاک ۱۴، جنگ ۷۷، باجناق‌ها، پشت‌ کنکوری‌ها و سه، پنج، دو ایفای نقش کرده است.هم‌چنین در مجموعه طنز «قهوه تلخ» نقش آقای بلوکات را به عهده دارد. این مجموعه از طریق شبکه ی خانگی پخش شد.

 

,[categoriy]

 

رامین ناصر نصیر بازیگر جوان و کمدین سینما و تلویزیون ایران است که اکنون در سن ۴۱ سالگی به سر می برد. تاریخ تولد رامین ناصر نصیر ۱۱ بهمن ۱۳۵۴ و زاده شهر تهران است. رامین ناصر نصیر فعالیت تلویزیونی خود را از سال ۱۳۷۳ آغاز کرد و در این مدّت در مجموعه‌های طنز تلویزیونی از جمله پلاک ۱۴، جنگ ۷۷، باجناق‌ها، پشت‌کنکوری‌ها و سه، پنج، دو ایفای نقش کرده است. هم‌چنین در مجموعه طنز «قهوه تلخ» نقش آقای بلوکات را به عهده دارد. این مجموعه از طریق شبکه ی خانگی پخش شد.

 

,[categoriy]

 

رامین ناصرنصیر در این پست نوشته است: طی بیست و چهار ساعت گذشته خبرگزاری فارس در اقدامی غیر اخلاقی با انتشار جمله‌ای منتسب به اینجانب خبر از پیوستن من به کمپین «نه به انگلیس» داده است. صرفنظر از اینکه نظر حقیر در این باره چیست، پیوستنم به این کمپین با سردمداری فارس حقیقت ندارد. همه آنچه اتفاق افتاده یک تماس تلفنی با من در این مورد بوده (که البته منبع تماس رجانیوز ذکر شد) و درخواست پیوستن به این کمپین، که بنده صریحا عنوان کردم چون از اصل ماجرا اطلاعی ندارم از هرگونه ابراز نظری در این مورد معذورم. بدیهی است مردم ایران به سطحی از آگاهی سیاسی رسیده‌اند که برای انتخاب نه احتیاجی به نظر رسانه‌های خارجی دارند، و نه نظر امثال بنده، و صد البته نه قیم‌مابی و مهندسی خبرگزاری فارس

 


شکل و قیافه اش با تمام نقشها و گریمهایش فرق می کند. دست شکسته اش را آویزان کرده گل گردنش ؛ برخلاف ریشش ، موهایش را زده و رویش چیزی گذاشته شبیه عرقچین که از کرمانشاه خریده.خودش اسم دیگری برایش گذاشته. همان اول کار به خاطر به هم ریختگی آپارتمانش عذرخواهی می کند که البته به نسبت یک زندگی مجردی و مهمتر از آن با وجود یک دست شکسته به نظر من خیلی هم شیک و مرتب است.

 

,[categoriy]

 

بد نیست برایمان بگویی اصلا سروکله این گروه عجیب و غریب که تریپ طنز تلویزیونی را به هم ریخت ، یکهو از کجا پیدا شد.
هر کداممان از جایی آمده بودیم. یک عده فارغ التحصیل فرهنگسرای نیاوران بودیم و چندتایی فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا.بعضی هم در نمایش «هملت» دکتر قطب الدین صادقی با هم آشنا شده بودند و حالا که داشت کار مشترکمان با مهران مدیری جواب می داد، به خاطر تجربیات مشترکی بود که از قبل داشتیم.

 

تو جزو کدام دسته بودی؛
سال ۷۰ رفته بودم دانشگاه و سینما می خواندم ، رشته تدوین. تنها کاری که جز برای فیلم پایان نامه خودم نکرده ام.

 

چرا؛
روحیه ام زیاد با آن جور درنمی آید؛ ولی مباحثش را در دانشگاه خیلی دوست داشتم. با علاقه هم دنبال می کردم.

 

یک عمر تدوین خوانده ای و با این که مستقیما مربوط به سینماست و رشته خیلی مهمی هم هست ، کنارش گذاشته ای ، به نظر خودت حیف نیست؛
آن چیزها حالا به عنوان یک بازیگر خیلی برایم موثر بوده ؛ اما کار عملی تدوین یعنی نشستن و کار کردن پشت میز توی یک اتاق دربسته زیاد با روحیه من سازگار نیست.من کار صحنه را بیشتر دوست دارم. تقریبا همه کار هم کرده ام. از بوم منی بگیر، تا دستیار کارگردانی در سینما و تلویزیون.یک دوره چند ساله هم منشی صحنه بودم. گاهی هم چیزهایی نوشته ام.

 

,[categoriy]

 

حالا که به گذشته نگاه می کنی ، فکر می کنی بچگی ات چه فرقی با بقیه داشته؛
فکر نمی کنم کودکی ام چیز متفاوتی از بقیه داشته باشد. شاید بشود این جوری توجیهش کرد که کمی خیال پرداز بودم و برای خودم دنیای خیلی خاصی داشتم.شاید این تنها چیزی است که می شود به کار بازیگری الانم ربطش داد.

 

این خیالباف بودن برایت دردسر درست نمی کرد؛
جوری نبود که مرزش را نشناسم و با زندگی واقعی قاتی اش کنم. خودم می دانستم خیال است ، ولی برایم بازی جذاب و قشنگی بود؛ مثلا به برادر بزرگترم اصرار می کردم کتابهایی مثل تن تن و میلو را با تغییر لحن برایم بخواند و اجرا کند.بعد خودم تصویرهایش را توی ذهنم ادامه می دادم و سعی می کردم ببینمشان. اینها اینقدر نبود که برایم دردسر درست کند.

 

تئاتر را هم حتما همین جوری شروع کردی؛
از بچگی وقتی از آدم می پرسند می خواهی چکاره شوی ، یک چیزی می گویی و می رود دنبال کارش ، ولی در دوران نوجوانی است که آدم متوجه می شود واقعا باید برای خودش کاری را به عنوان «شغل» انتخاب کند.از چیزهایی که آن موقع به ذهنم می رسید، یکی مقوله نمایش بود به طور عام ، یکی هم عکاسی.این شانس را هم داشتم که هر دوی اینها را به صورت حرفه ای تجربه کنم ؛ مثلا در سال ۶۷ یک دوره تئاتر گذراندم و شروع کردم جسته و گریخته کار کردن ، تا رسید به اینجا.

 

,[categoriy]

 

قصه عکاس شدنت از کجا شروع می شود؛
از عکاسی مجالس شروع کردم و از همان نوجوانی و قبل تر از تئاتر. بعد به واسطه دوستی با یکی دو تا مجله همکاری کردم ، اما بعد که توانستم نمایش را تجربه کنم ، دیدم برایم جذاب تر است.
به هر حال حادثه و تصادف هم در این ماجرا خیلی دخیل بود. البته تا امروز هیچ وقت خودم را بازیگر ندانسته ام و هنوز ذهنیت بازیگر حرفه ای را درباره خودم ندارم. دوست هم ندارم حرفه ام این باشد.

 

پس اگر حالا رامین دوباره برگردد به کودکی و ازش بپرسند دوست دارد چکاره شود، چه جوابی می دهد؛
هنوز نمی دانم. هرچند وقت یکبار چیزی برایم جذاب می شود و بعد جذابیتش را از دست می دهد. الان مثلا ترجمه این حالت را برایم دارد.در هر صورت ، ادبیات همیشه از سینما برایم جذاب تر بوده و اگر بخواهم چیزی را انتخاب کنم که زندگی ام را صرفش کنم ، مسلما ادبیات را انتخاب خواهم کرد.مخصوصا رمان که از سینما جدی تر است و بار هنری و تاثیر اجتماعی بیشتری هم دارد؛ لااقل در خارج از ایران.سینما به خاطر رابطه اش با اقتصاد و سرگرمی کمتر امکان انتقال تجربه های بشری دلخواه را پیدا می کند و ناچار است همیشه یکسری فرمول ها را رعایت کند.
به خاطر همه اینها قبل از این که هنر باشد، صنعت است.

 

,[categoriy]

 

اولا چطور با چنین دیدگاهی رفتی سراغ سینما و دوم این که در زمینه مورد علاقه ات یعنی ادبیات تا حالا چه کارهایی کرده ای؛
اولا همه چیز بسته به تصمیم خود آدم نیست. ثانیا تلاشهایم در زمینه رمان و داستان آنقدر جواب نداده که ارزش چاپ هم داشته باشد؛ چون برای نوشتن ، گذشته از این که باید زندگی را خوب بشناسی و دیدگاه قابل طرحی هم داشته باشی ، باید به ابزارهای کارت هم مسلط باشی ، تا مثلا بتوانی در رمان کار شسته رفته ای ارائه بدهی.درباره من بازیگری خیلی بیشتر از آن وقتم را گرفته ، که ساختار مقوله ای مثل رمان را خوب بشناسم و کار نویی برایش انجام بدهم.

 

ولی به قول خودت چیزهایی برای تلویزیون نوشته ای که اجرا شده اند.
به صورت حرفه ای نبوده که از اول داستانی را در ذهنم بپرورانم. در دل مجموعه هایی بوده که داشته ایم کار می کرده ایم و من براساس شخصیت هایی نوشته ام که بازیگرهایش معلوم بوده اند و شخصیت پردازی شان مشخص بوده. بقیه را اصلا ارائه نکرده ام.

 

بین همین کارها چیزی هست که دوست داشته باشی به آن اشاره کنی؛
در برنامه ۷۷ بخشی بود که خودمان بهش می گفتیم ادیب.این قسمت را من و یکی دیگر از بچه ها می نوشتیم و من بازی می کردم ، ولی متنهایش از بازی اش خیلی سخت تر بود، چون باید واژه های معادلی که مثل فرهنگستان می ساختیم گزیده و فشرده می بود و بار کنایی می داشت.بعضی هایش چیز جالبی درمی آمد. چند تایی اش هنوز در ذهن مردم مانده ، مثل «دمش گرم» به جای سشوار. هنوز هم گاهی این متنها را مرور می کنم.

 

مثل معروفی هست که می گوید همه ایرانی ها شاعرند، مگر این که خلافش ثابت شود. مخصوصا این که مثل تو بیشتر عاشق ادبیات هم باشد، تا سینما.
بیشتر می شود گفت علاقه مند حرفه ای ادبیات هستم. شعر می گویم ولی شاعر نیستم. چون خیلی شخصی هستند. به هر حال هر کس در بعضی لحظه ها به چیزی نیاز دارد که خودش را تخلیه کند.
بعضی ها نقاشی می کنند، بعضی ها دستی در موسیقی دارند؛ ولی معنایش این نیست آن آدم نقاش است یا نوازنده. مثل من که مدتی در هر دوی اینها تلاش کردم و چون خیلی بی استعداد بودم ، گذاشتمشان کنار. ولی بالاخره درباره شان بی سلیقه نیستم.

 

از ترجمه حرف زدی. چه ترجمه می کنی؛
انگلیسی و یک سالی هم هست که اسپانیایی. وقتی سر کار نیستم ، چیزهایی را که دوست دارم ترجمه می کنم که دو تایش به صورت کتاب درآمده یکی هم که الان دارم کار می کنم «ضرب المثل های مکزیکی» است. با یک مکزیکی به اسم خوسه کوادالوپه خیمنس کورونادو.

 

این بابایی که می گویی و من صد سال سیاه هم اسمش را یاد نمی گیرم ، تو این کارها چه نقشی داشت؛
آن قدر مسلط نبودم که شعر ترجمه کنم. خیلی جاها شک می کردم. این چیزی که من دارم از این شعر می فهمم ، همان چیزی است که واقعا می خواهد بگوید؛ چون توی شعرها غیر از مسائل زبانی مثل تشبیه و استعاره ، به تاریخ مکزیک و اسطوره و فرهنگ اسپانیا و مکزیک هم اشاره شده.این همکاری ها، اطمینانم را به این که کار دارد درست انجام می شود، می برد بالا؛ چون خوسه مکزیکی است و خودش برای انتخاب و تعیین نوع کلمه هم صاحب دیدگاه است.

 

,[categoriy]

بیوگرافی رامین ناصر نصیر , عکس های شخصی رامین ناصر نصیر , بازیگر مرد رامین ناصر نصیر

,[categoriy]

بیوگرافی رامین ناصر نصیر , عکس های شخصی رامین ناصر نصیر , بازیگر مرد رامین ناصر نصیر

,[categoriy]

بیوگرافی رامین ناصر نصیر , عکس های شخصی رامین ناصر نصیر , بازیگر مرد رامین ناصر نصیر

,[categoriy]

بیوگرافی رامین ناصر نصیر , عکس های شخصی رامین ناصر نصیر , بازیگر مرد رامین ناصر نصیر

,[categoriy]

بیوگرافی رامین ناصر نصیر , عکس های شخصی رامین ناصر نصیر , بازیگر مرد رامین ناصر نصیر

,[categoriy]

بیوگرافی رامین ناصر نصیر , عکس های شخصی رامین ناصر نصیر , بازیگر مرد رامین ناصر نصیر

,[categoriy]

بیوگرافی رامین ناصر نصیر , عکس های شخصی رامین ناصر نصیر , بازیگر مرد رامین ناصر نصیر

,[categoriy]

بیوگرافی رامین ناصر نصیر , عکس های شخصی رامین ناصر نصیر , بازیگر مرد رامین ناصر نصیر

,[categoriy]

 

رامین ناصر نصیر
.

منبع :

گردآوری توسط بخش اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان سایت رهتا