خودروهای کارکرده بدرد بخور در بازار ایران

گردآوری پورتال رهتا : ب ام و 530i

شاید به‌خاطر داشته باشید، روز‌های نخستینی که سری 5 در خیابان‌ها و جاده‌های ایران دیده شد، موج عظیمی از نگاه‌های تحسین بر‌انگیز را به خود جلب می‌کرد که علت اصلی آن طراحی حجیم، عضلانی و مدرنش بود و صد‌البته زیبا نیز به‌نظر می‌آمد. اما این روز‌ها که آن دلربایی سابق را ندارد، قیمت برخی از مدل‌های پایه‌اش-البته با کارکرد بالا-به میلیون تومان نیز می‌رسد، ولی هنوز هم از خیلی از خودروها چشمنوازتر است و جلب توجه می‌کند. .

داخل کابین نیز به همان بلای سری 3 دچار است. با این تفاوت که برای خرید سری 3 می‌توانیم به ازای عملکرد اسپرت آن، کابین بی‌زرق و برقش را نا‌دیده بگیریم. اما در سری 5، هرگز! کیفیت بعضی از قطعات در سطح یک ب‌ام‌و لوکس قرار ندارند، معیار‌هایی مانند امکانات، راحتی، سواری نرم و لوکس بودن کابین جزو مواردی هستند که حضورشان در سری 5 کم‌رنگ است. البته نسبت به توقعی که از ب ام و‌های 2012 داریم ، و اگر نه در زمان خودش‌این صحبت کمی‌مغرضانه به نظر می‌آمد. چون نمونه‌های شرکتی از امکانات کاملی نظیر تودوزی چرم، ۸عدد‌ایربگ، سانروف، صندلی برقی راننده و مانیتور ۶. ۶اینچی و حافظه یکپارچه صندلی بهره می‌بردند.

که البته‌این امکانات مربوط به نمونه پایه، یعنی ۵۲۰ است که در نمونه‌های ۵۲۵ و ۵۳۰ ‌این آپشن‌ها زیادتر می‌شود و به طور مثال مانیتور ۸/۸اینچی ، تلفن و گرمکن صندلی‌های عقب نیز اضافه می‌شود. نمونه ۵۳۰ به عنوان پروفروش ترین نمونه از یک موتور ۶سیلندر ۳لیتری با قدرت ۲۳۱ اسب بخار بهره می‌برد که در سال ۲۰۰۶‌این موتور دستخوش تغییراتی شد و قدرتش به ۲۵۸ اسب بخاررسید.

شتاب اولیه ۵۳۰ کاملا راضی کننده است و با بالا رفتن دورها، ۵۳۰ کشش خود را بیشتر نشان می‌دهد. اما همانطور که اشاره شد، سواری‌این خودرو ‌اندکی خشک است که با ماهیت لوکس‌این خودرو در تضاد است. با گذشت زمان برخی از قطعات کابین دیگر کیفیت روز اول خود را ندارند. به طور مثال نور دکمه شیشه بالابرها پس از مدتی از بین رفته است که برای چنین خودرویی عجیب به نظر می‌رسد. اما هندلینگ بالا و عملکرد جعبه دنده ۶ سرعته تیپ ترونیک کاملا راضی کننده است و باعث می‌شود نکات منفی سری ۵ را فراموش کنید. لوازم سری۵ به خاطر واردات گسترده‌این مدل به‌ایران، به راحتی در بازار یافت می‌شود. اما قیمت بالای لوازم جانبی آن مالکش را آزار می‌دهد.

پیشنهاد نهایی

سری۵ با ظاهری جذاب و دلربا هنوز هم اولین انتخاب ب‌ام‌و بازان میان خودروهای دست دوم است. البته کیفیت نچندان عالی و کابین ساده آن تصورات شما را از یک سدان لوکس ب‌ام‌و بر هم می‌زند، اما با رانندگی با مدل 530 و لمس توانایی‌های بالای حرکتی آن، نکات منفی‌اش را فراموش خواهید کرد.

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

بـنز E280

مرسدس بنز Eکلاس یکی از خوش نام ترین ومعروف ترین مدل‌های بنز در ایران است که اتفاقا از مدل ۲۰۰۷ آن در ناوگان پلیس کشور هم استفاده شده است. طراحی مدل ۲۰۰۷ Eکلاس حالتی کلاسیک و فاقد جذابیت‌های یک سدان اسپرت را دارد. چراغ‌های جلو طبق سنت مرسدس بنز دو قلو هستند و در هماهنگی با چراغ‌های پله‌ای عقب، نمایی شکیل برای Eکلاس به ارمغان آورده‌اند. البته در صورت انتخاب سطح تجهیزات آوانگارد برای Eکلاس، جذابیت‌های اسپرت بدنه و کابین بیشتر می‌شود و از فرم ساده و کسل کننده نمونه کلاسیک فاصله می‌گیرد.

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

کابین Eکلاس، کاملا حس نشستن داخل یک مرسدس بنز اصیل را به سرنشینان منتقل می‌کند. پوشش چوبی در کنار روکش چرم مصنوعی برای صندلی‌ها در مدل کلاسیک و پوشش چرم طبیعی برای مدل آوانگارد، فضایی لوکس را به نمایش می‌گذارند. البته استفاده از رنگ کرم روشن در مدل کلاسیک، فضای کابین را بزرگ‌تر از چیزی که هست نشان می‌دهد، در صورتی که پوشش مشکی کابین مدل آوانگارد، در کنار سقف پاناروما و فرمان اسپرت، هیجان و جذابیت بیشتری را به سرنشینان القا می‌کند. فضای کابین Eکلاس به لطف بدنه نسبتا بزرگ، جادار و راحت است و از تنگی فضا در ردیف عقب که در Cکلاس احساس می‌شود، خبری نیست. فهرست امکانات هم راضی کننده است و در زمانی که این مدل عرضه می‌شده، از نظر امکانات و تجهیزات یک سرو گردن بالاتر از رقبای خود قرار داشته است. البته لازم به ذکر است که نمونه‌های آوانگارد، سطح امکانات بالاتری نسبت به مدل‌های کلاسیک دارند، که از جمله این امکانات اضافی می‌توان به، شیشه‌های UV، سقف پاناروما، پوشش چرم طبیعی کابین، گرمکن و سردکن صندلی‌ها و تهویه جداگانه برای سرنشینان عقب، اشاره کرد. بر خلاف طراحی به دور از سلیقه جوانان و مسن پسند، پیشرانه E کلاس اما، جوانان عشق سرعت را هم به وجد می‌آورد. مدل E280 از پیشرانه ۶سیلندر ۳لیتری بهره می‌برد که توانایی تولید ۳۰۰ اسب بخار قدرت را دارد. جعبه دنده این مدل ۵سرعته تیپ ترونیک است وشتاب صفر تا ۱۰۰ آن ظرف 3/7 ثانیه انجام می‌شود. البته اگر قصد تجربه هیجان بیشتر با Eکلاس را دارید و جذابیت صدای پیشرانه برایتان از اهمیت بالایی برخوردار است، با افزایش مبلغ پرداختی، سراغ نمونه E350 بروید که با ۵۰ اسب بخار بیشتر و جعبه دنده ۷سرعته تیپ ترونیک، دیگر جای هیچ گله‌ای را باقی نمی‌گذارد.

همان طور که اشاره شد، طراحی ساده Eکلاس، بیشتر مناسب افراد مسن و لوکس پسند است تا جوانان طالب هیجان. اما دل Eکلاس بر خلاف ظاهرش جوان است و بخش زیادی از خواسته‌های اسپرتی راننده را در رانندگی پاسخ می‌دهد. سواری Eکلاس نرم و راحت است و حس آرامش فوق العاده‌ای را به سرنشینان انتقال می‌دهد. این نسل از Eکلا س مدت کوتاهی به دست ایران خودرو(تاپ خودرو) در داخل کشور مونتاژ می‌شد، که در سالهای ۸۶- ۸۷، تفاوت قیمت نمونه وارداتی و مونتاژی حدود ۵میلیون تومان بود که این تفاوت امروزه بیشتر شده است. نمونه‌های وارداتی از کیفیت مونتاژ و قطعات دلچسب‌تری بهره می‌برند. هزینه خرید یک Eکلاس دست دوم شاید با هزینه خرید یک سدان آسیایی ۲۰۱۳ برابر باشد، اما هزینه‌های جانبی و لوازم یدکی بنز به مراتب بالاتر است. این در حالی است که مالکان مرسدس بنز، در همان سال​های ۸۶- ۸۷ هم از هزینه بالای سرویس‌ها و چکاب‌های خودروشان ناراضی بودند.

پیشنهاد نهایی

Eکلاس انتخاب افرادی است که به برند خودروشان اهمیت زیادی می‌دهند و در یک رنج قیمتی، یک بنز کارکرده را به خودروهای آسیایی مدل جدید ترجیح می‌دهند. مشتریان Eکلاس را اکثرا افراد سن و سال دار تشکیل می‌دهند که تجمل گرایی در عین سادگی و پرستیژ برند، برایشان از اهمیت بالایی برخوردار است

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

هیوندای تـوسان 2010-2007

هیوندای توسان کوچکترین شاسی بلند هیوندای به شمار می‌آید، که مدل قدیمی ‌آن در زیبایی و هماهنگی طراحی ظاهری، حرفی برای گفتن ندارد. چراغ‌های جلو از طراحی قدیمی‌رنج می‌برند، اما مواردی همچون فلاپ‌های ورم کرده جانبی، طراحی سپرها و چراغ‌های عقب به بهتر شدن ظاهر توسان کمک شایانی کرده‌اند.

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

هیوندای توسان در بحث حرکتی و قابلیت‌های فنی خودروی نسبتا تیز و چالاکی است و به لطف مرکز ثقل پایین، از هندلینگ بالا و چسبندگی مناسبی برخوردار است تا هنگام ورود به پیچ‌ها با سرعت بالا احساس نامطلوبی به راننده منتقل نشود. موتور ۶سیلنر 7/2 لیتری توسان ۱۷۵ اسب بخار قدرت تولید می‌کند که در شروع حرکت شتاب آن دلچسب است. اما برای لمس قدرت واقعی توسان، باید آن را به دورهای بالا برد تا هماهنگی جعبه دنده ۴سرعته تیپ ترونیک آن با پیشرانه بیشتر احساس شود. در رانندگی‌های نرم نیرو تنها به چرخ‌های جلو می‌رود، اما در مانورها و سرعت‌های بالا، نیرو به هر چهارچرخ منتقل می‌شود تا سواری با توسان جذاب‌تر شود. از توسان انتظار قابلیت آفرود نباید داشت، اما به عنوان یک شاسی بلند جمع و جور برای تردد در مسیرهای شهری کاملا مناسب است. دید راننده و تسلط به اطراف به لطف موقعیت مناسب قرارگیری پشت فرمان خوب است و رانندگی با توسان را آسان‌تر از آن چیزی که تصور می‌شود می‌سازد. اما در این بین نبود سنسورهای پارک در عقب و ضعف دید آینه عقب کمی‌مشکل ساز می‌شود، که به لطف دید خوب آیینه‌های جانبی این مشکل برطرف شده است.

همچون طراحی بدنه، طراحی کابین هم چندان جذابیتی ندارد. اما به مراتب از بدنه زیباتر و هماهنگ تر است. به خصوص اینکه کیفیت مناسب متریال کابین، سرنشینان را بیشتر به توسان امیدوار می‌کند. فضای کابین برای سرنشینان جلو کاملا مناسب است و روی صندلی‌های عقب هم ۲ نفر به راحتی جا می‌گیرند. همانند اکثر خودروهای کره ای، توسان فهرست کاملی از امکانات را در مقابل قیمت پرداختی اش در اخنیار قرار می‌دهد. صندلی راننده به صورت برقی تنظیم می‌شود و در نمونه‌های فول آپشن، به گرمکن نیز مجهز شده است. ۸عدد ایربگ، فرمان قابل تنظیم، خروجی برق برای عقب و . . . از دیگر امکانات توسان به شمار می‌آیند، که در نمونه‌های فول، روکش چرمی‌صندلی‌ها و سانروف هم به این فهرست اضافه می‌شود. توسان از قابلیت‌های فنی مشترکی با کیا اسپرتیج نسل قبل بهره می‌برد، اما ظاهر نچندان زیبای آن باعث شده تا خریداران شاسی بلند‌های جمع و جور در این قیمت بیشتر سراغ اسپرتیج بروند. به همین خاطر توسان از نظر بازار خرید و فروش کمی‌مشکل دارد.

پیشنهاد نهایی

اگر به جذابیت ظاهر خودرو اهمیت نمی‌دهید و تنها قابلیت‌های فنی و حرکتی برای شما حائز اهمیت است، توسان انتخاب مناسبی در این قیمت به شمار می‌آید، اما اگر به دنبال ظاهر زیباتری هستید، کیا اسپرتیج با همین مشخصات فنی و ظاهر زیباتر انتخاب منطقی تری محسوب می‌شود.

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

کیا سـورنتو

ظاهر عضلانی و ورم کرده سورنتو، به خوبی خبر از ماهیت قدرتمند آن می‌دهد. با نصب فلاپ‌هایی روی بغل خودرو و سپرهای برجسته، ظاهر سورنتو بسیار عضلانی شده است. طراحی چراغ‌ها هم مناسب است، اما فرم چراغ‌های جلو و جلوپنجره به مرور زمان از مد افتاده و قدیمی‌شده است، در صورتی که طراحی قسمت عقب هنوز هم چشم‌نواز و زیباست. در قسمت بالای آیینه‌های جانبی یک قطعه کرومی‌نصب شده است که به لوکس​تر شدن نمای ظاهری کمک کرده است.

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

طراحی کابین سورنتو ساده است و چینش نامناسب برخی دکمه‌ها روی کنسول جلو در ذوق می‌زند. اما کیفیت متریال به کار رفته نسبتا مناسب است و چه بهتر می‌شد اگر از رنگ‌های زنده‌تر و بهتری داخل کابین استفاده می‌شد. صندلی‌ها با چرم مصنوعی پوشانده شده‌اند و همین چرم روی دسته دنده و فرمان هم دیده می‌شود. طراحی عمودی دریچه‌های سیستم تهویه روی کنسول جلو و استفاده از قطعات دکوراتیو براق در برخی قسمت‌ها، به زیبایی کابین کمک شایانی کرده است. فضای داخل کابین به لطف ابعاد بزرگ خودرو جادار و راحت است. فضای صندوق بار هم حجیم و بسیار کاربدی است. که بدون باز کردن درب صندوق بار و تنها با باز کردن شیشه عقب هم می‌توان به آن دسترسی پیدا کرد. فهرست آپشن‌ها و امکانات سورنتو در زمان خودش مناسب بوده است. صندلی راننده به صورت برقی تنظیم می‌شود و سانروف برقی دو حالته ، زیبایی کابین را دوچندان می‌کند. همچنین ۶عدد‌ایربگ وظیفه تامین ‌ایمنی را برعهده دارند. سه دکمه کنار فرمان برای تنظیم سیستم صوتی تعبیه شده و در سمت چپ فرمان هم اهرم تنظیم دیفرانسیل قرار دارد. همچنین برخی اطلاعات کاربردی همچون مسافت باقی مانده تا سوخت گیری بعدی، روی‌ایینه و سقف نمایش داده می‌شود. سورنتو از یک موتور ۶سیلندر 3/3 لیتری با قدرت ۲۴۲ اسب بخار بهره می‌برد، که برای شاسی بلندی با‌ این جثه کاملا مناسب است. جعبه دنده ۵سرعته اتوماتیک از دقت بالایی برخوردار است و هماهنگ با پیشرانه عمل می‌کند، اما در شروع حرکت و هنگام قرار گرفتن در حالت D صدای غیرمعمولی از آن به گوش می‌رسد. نکته جالب در خصوص سورنتو، صدای گوش نواز اگزوزهاست که هنگام تخت گاز کردن بسیار دلنشین است و سرنشینان را به یاد خودروهای آمریکایی می‌اندازد.

سواری سورنتو در مسیرهای شهری بسیار نرم و راحت است و سیستم تعلیق به خوبی از پس ناهمواری‌ها بر می‌آید. همچنین فرمان ‌این خودرو بسیار نرم است و شعاع چرخش چرخ‌ها برای چنین خودرویی بسیار زیاد است، که همه‌ این‌ها باعث شده تا کنترل ‌این شاسی بلند درشت هیکل آسان شود. دیفرانسیل سورنتو در سه حالت تک دیفرانسیل، دو دیفرانسیل سبک و دو دیفرانسیل سنگین تنظیم می‌شود تا از نظر قابلیت آفرود هم چیزی از رقبا کم نداشته باشد. یکی از نکات منفی سورنتو که حالا با گذشت چند سال از عمر آن پررنگ‌تر هم می‌شود، مصرف سوخت بالای آن است که اگر به دنبال لذت بردن از صدای اگزوز هم باشید و بر پدال گاز فشار وارد کنید، مصرف سوخت بالاتر هم می‌رود. ولی در کل، سورنتو شاسی‌بلند مناسبی برای تردد در شهر و تجربه لذت آفرود به نظر می‌رسد و یکی از بهترین انتخاب‌ها میان خودروهای هم قیمت است.

پیشنهاد نهایی

سورنتو ۲۰۰۹ در مقابل رقیب سنتی‌اش سانتافه، انتخاب مناسب تری به نظر می‌رسد. مصرف سوخت سورنتو نسبتا زیاد است و صدای جذاب اگزوزهای آن باعث شده تا با گاز دادن بیشتر‌این مصرف بالاتر برود.

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

کیا اسپورتیج 2008

کیا اسپورتیج، به عنوان کوچک‌ترین شاسی بلند کیا در ایران شناخته می‌شود. که بازار خرید و فروش نمونه‌های دست و دوم و سالم آن، روز به روز بهتر می‌شود. که شاید دلیل این امر، برتری بی چون چرای این خودرو نسبت به شاسی بلند‌هایی نظیر سوزوکی ویتارا و هیوندای توسان باشد.

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

در سال ۲۰۰۹ کیا اسپرتیج فیس‌لیفت شد و طراحی آن دست خوش تغییراتی جزیی شد، که همین تغییرات‌اندک، تاثیر به سزایی روی زیبایی آن گذاشته‌اند. هیوندای توسان همزاد اسپرتیج میان محصولات هیوندای محسوب می‌شود که از نظر پلت‌فرم و موتور هیچ تفاوتی با اسپرتیج ندارد. اما در بحث ظاهری، بدون شک یک رده پایین‌تر از اسپرتیج قرار می‌گیرد. ظاهر زیبا و هماهنگ اسپرتیج با اینکه تاریخ انقضایش تمام شده، اما هنوز هم جذابیت‌های خودش را دارد. در صندوق بار اسپرتیج همچون توسان، قابلیت باز شدن در و شیشه به صورت جدا از هم را دارد، که این حالت دسترسی به صندوق بار را آسان‌تر کرده است.

کابین اسپرتیج طراحی مناسبی دارد، ولی از این نظر چندان برتر از توسان نیست و با آن در یک رتبه قرار می‌گیرد. کیفیت قطعات هم در حد معمولی قرار دارد اما به هیچ عنوان ناخوشایند نیست. فضای کابین اسپرتیج، مناسب یک شاسی بلند کوچک است و چیزی از رقبا کم ندارد. اما در ردیف عقب، محدودیت فضا هنگام نشستن نفر سوم، کمی‌قابل لمس است. همچنین استفاده از قطعات فلزی نقره‌ای رنگ جلوه‌ای اسپرت به کابین بخشیده‌اند، که در کنار روکش چرم مصنوعی صندلی‌ها، حس خوبی ایجاد کرده‌اند.

در بحث سطح تجهیزات، اسپرتیج نسبت به زمان تولیدش، جایگاه خوبی دارد، اما برخی تجهیزات موجود در توسان، در اسپرتیج دیده نمی‌شود، که شاید همین عامل اختلاف قیمت اسپرتیج و توسان باشد. صندلی‌ها به صورت دستی تنظیم می‌شوند و خبری از گرمکن صندلی‌های موجود در توسان نیست. اما در بحث ایمنی، اسپرتیج از ۸ایربگ برخوردار است، در حالی که توسان ۶عدد ایربگ در سبد امکاناتش دارد. قوای حرکتی اسپرتیج کاملا مشابه توسان است و حتی از نظر نوع سواری هم تفاوتی با توسان ندارد. موتور ۶سیلندر اسپرتیج با 2.7 لیتر، ۱۷۵ اسب بخار قدرت تولید می‌کند. سواری اسپرتیج نرم و راحت است وسیستم تعلیق به خوبی از پس ناهمواری‌های مسیر بر می‌آید، اما از ان انتظار قابلی آفرود نداشته باشید.

یکی از نکات منفی اسپورتیج، مصرف سوخت بالا در مسیرهای شهری است، . اما از نظر هزینه‌های جانبی، آنچنان خودروی پرخرجی نیست و صاحبش را آزار نمی‌دهد، و از نظر تامین قطعات مشکل با آن احساس نمی‌شود.

پیشنهاد نهایی

اسپرتیج همان توسان است، اما با ظاهری به مراتب زیباتر و فهرست امکاناتی کمی‌محدودتر. پس اگر طراحی ظاهری و جذابیت‌های بصری برایتان از اهمیت بالایی برخوردار است، چشم به روی برتری جزیی توسان در بحث تجهیزات ببندید و اسپرتیج را انتخاب کنید. همچنین یک اسپرتیج دست دوم، انتخاب به مراتب عقلانی تری نسبت به شاسی بلندهای نو ظهور و بی‌کیفیت چینی است.

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

خودروهای کارکرده ولی بدرد بخور در بازار ایران

منبع:ایران جیب